امام صادق (صلوات الله عليه) - در روايتي كه جعفر بن محمد قولويه قمي نقل كرده است – مي فرمايد :‌
وقتي پيغمبر (صلي الله عليه و آله) به معراج سير داده شد،به ايشان گفته شد:‌ خداوند (عز و جل) تو را در سه چيز امتحان مي كند تا ببيند صبر تو چگونه است .عرض كرد:‌ خدايا ! درباره ي امر تو تسليمم ... .
امام سومي :‌ قتلي است كه بعد از تو به اهل بيتت مي رسد ! اما آنچه از امتت به برادرت مي رسد :‌بد زباني است و تضعيف موقعيت و سرزنش و محروميت و ستيز و مخالفت و ستم به او و آخرش هم او را به شهادت مي رسانند . عرض كرد : ‌پروردگارا ! تسليمم و توفيق صبر بر آن را از تو خواهانم .
اما دخترت :‌ به او ظلم مي شود و از حقش محروم مي گردد . و حقش را كه تو براي او قرار داده بودي ، غاصبانه چنگ مي زنند . و او را در حالي كه باردار است، مي زنند ؛ و بدون اجازه داخل حريم و منزلش مي شوند . حرمتي براي او قايل نمي شوند و خوار و تحقيرش مي كنند ، با اين همه ظلم ، هيچ كس كمكش نمي كند و در آخر هم بچه اش بر اثر آن ضربات سقط مي شود . و خودش هم از شدت آن ضربات ، شهيد مي گردد .
عرض كرد :‌ما از جانب حق آمديم و سوي او هم باز مي گرديم ، پروردگارا ! قبول كردم و تسليم امر توام ، و از خودت هم توفيق و صبر براي تحمل اين مصيبتها را مي خواهم ... اما دخترت : من او را در عرش خود مي ايستانم ؛‌به او گفته مي شود : خداوند در ميان خلقش طبق خواست تو حكم مي كند ، هر كه به تو و پسرت ظلم كرده ، آن گونه كه خودت دوست داري ، درباره ي آن حكم فرما ، من حكم تو را درباره ي آنها جاري مي كنم .و وقتي قيامت بر پا مي شود ، هر كه به او ظلم كرده بر خيزد ، و امر مي كنم تا او را به آتش دوزخ ببرند ، خداوند مي فرمايد:‌ظالم آن جا مي گويد :‌ چه حسرت زيادي دارم به خاطر كوتاهي كه نسبت به جنب الله – امير المومنين (صلوات الله عليه) – كردم‌؛ آرزو مي كند دوباره به دنيا برگردد ، و ظالم در آن روز سر انگشتان خود را با دندان هايش مي گزد و مي گويد :‌اي كاش ، راهي را همراه پيامبر (صلي الله عليه و آله) انتخاب مي كردم . واي برمن ، اي كاش فلاني را دوست نمي گرفتم!
نيز تا زماني كه پيش ما آيد ، مي گويد :‌اي كاش بين من و تو فاصله ي بين مشرق و مغرب بود . پس بد هم نشيني بود ، به هيچ عنوان امروز شما را نفعي نخواهد بخشيد چرا كه ظلم كرديد به راستي كه در عذاب با هم شريك هستيد.
ظالم مي گويد :‌ آيا بين بندگانت در آنچه اختلاف داشتند ، تو خود، حكم مي كني يا ديگري ؟ به آن ها گفته مي شود :‌بدانيد كه لعنت خداوند بر ظالمان است آناني كه راه خداوند (عز و جل) را مي بندند و مي خواهند آن را منحرف كنند ، آن ها به آخرت كافرند . و اولين كسي كه درباره ي قاتلش حكم مي شود ؛‌محسن بن علي (صلوات الله عليه) است ؛‌بعد از قاتل اصلي محسن درباره ي قنفذ .
پس قنفذ و اربابش را مي آورند ، و آن دو را با شلاق هايي آتشين مي زنند ، اگر يك شلاق از آنها بر دريا ها بخورد به يقين از مشرق تا مغرب آن به جوش مي آيد ، و اگر بر كوه هاي دنيا فرود آيد ذوب مي شوند و به خاكستر تبديل مي گردند ؛‌پس با آن شلاقها آن دو را مي زنند . آن گاه علي (صلوات الله عليه) در پيشگاه خداوند براي مخاصمه با چهارمي حاضر مي شود ؛‌آن سه تا را در چاهي داخل مي كنند و در چاه را مي گذارند و ديگر كسي آن ها را نمي بيند و آن ها هم كسي را نمي بينند طبق فرمايش حق تعالي ، كساني كه در ولايت آن هايند ، مي گويند :‌ افرادي را كه گمراهمان كردند ، از جن و انس به ما نشان بده و آن ها را زير قدم هايمان قرار ده كه پست تر از آن ها كسي نيست .
خداوند مي فرمايد :‌( امروز شما را هيچ نفعي نخواهد بخشيد ؛‌چرا كه ظلم كرديد . به راستي كه شما در عذاب با هم شريك هستيد ) پس در آن هنگام داد و فرياد سر مي دهند و تحت مراقبت مأموران ، خود را به زحمت به حوض – كوثر – مي رسانند ، به امير المومنين (صلوات الله عليه) عرضه مي دارند :‌ما را عفو فرما ، و از آب حوض كوثر به ما هم بنوشان و از اين عذاب رهايمان ساز .
به آن ها گفته مي شود:‌ وقتي ديدند او وسيله ي نزديكي به خداوند است ؛‌ چهره ي كافران سياه گشت .در آن جا به آن ها مي گويند :‌اين همان كسي است كه شما مقام او را ادعا مي كرديد – يعني اين كه شما امير المومنين هستيد – پس تشنه سوي آتش برگرديد و بدانيد كه جز حميم و غسلين چيز ديگري نمي نوشيد و شفاعت شافعان هيچ فايده اي براي شما ندارد.[1]
پس آن دو را با شلاق هاي آتشين مي زنند ، اگر يكي از آن شلاقها بر دريا ها بخورد ، به يقين از مشرق تا مغرب آن به جوش خواهد آمد ، و اگر بركوه هاي دنيا فرود آيد ، ذوب و خاكستر شوند ؛‌پس با آن شلاق ، آن دو را خواهند زد .
----------------------------------------
[1] : كامل الزيارات 332 ، بحار 28 : 61 / ح 24 ، عوالم 11 : 398 .