سیره حضرت زهرا(س) در بوسنی تبیین شد

گروه فعاليت‌های قرآنی: سمينار «حضرت فاطمه(س) در ميان ما» روز سه‌شنبه، 17 ارديبهشت‌ماه، با حضور جمعی از بانوان فعال در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و مديران انجمن‌های زنان سراسر بوسنی به همت بنياد ملاصدرا در محل هتل هاليوود شهر سارايوو برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه منطقه اروپا، اهميت شخصيت حضرت فاطمه(س) در منظر مسلمانان، تطبيق القاب و اسامی حضرت زهرا(س) بر شخصيت ايشان، نقش بی‌بديل دختر پيامبر(ص) به عنوان الگوی زنان عالم، جايگاه حضرت فاطمه(س) در بين اهل تصوف، نقش مادر در تربيت فرزند، موقعيت زن امروز در جامعه، وظيفه زن مسلمان در جامعه غرب و آسيب‌شناسی مكتب فمينيسم از جمله عناوينی بود كه توسط سخنرانان در اين سمينار مطرح شد.

امرا بابيچ، همسر شهيد و اولين شهردار زن محجبه در بوسنی و قاره اروپا از شهر ويسوكو، مبينا موكر، استاد ادبيات فارسی دانشگاه سارايوو و مترجم ديوان شعر حضرت امام خمينی(ره)، صديقه آوديچ، رئيس سازمان زنان كوثر، امينا چوراك، از فارغ التحصيلان جامعه المصطفی العالميه(ص) از كشور كرواسی، سلما وليچ، از دانشگاه اسلامی شهر بيهاج، جرمانا شتا، از مؤسسه زنان نحله، الما تاتار روان‌شناس و سلما كوكاويتسا از پيروان طريقت صوفيه از سخنرانان این نشست بودند که در خصوص سیره حضرت زهرا(س) سخنرانی کردند.

سمينار يك روزه‌ی حضرت فاطمه(س) در ميان ما پس از برگزاری چند نشست تخصصی، جلسات پرسش و پاسخ و جمع‌بندی نظرات ميهمانان، به كار خود پايان داد.

همه عالم بر سر سفره فاطمه علیهاالسلام

سرکار خانم دکتر جعفری، از فرهیختگان دانشگاهی و از کارشناسان موفق موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان هستند. در حال حاضر ایشان در دانشگاه صاحب کرسی تدریس، در زمینه علوم قرآنی و حدیث می باشند. از آنجایی که ایشان دز زمره زنان موفق جامعه علمی و فرهنگی کشور می باشند بر آن شدیم تا گفتگویی صمیمی با ایشان داشته باشیم.


تبیان: شاید مناسب باشد که گفتگو را از اینجا شروع کنیم که فلسفه وجودی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام و بعبارت دیگر سبب آفرینش چنین موجود با عظمتی چیست؟

پرداختن به این موضوع بسیار دشوار است ، چون پاسخ به این سوال متوقف است بر شناخت حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام و حال اینکه این شناخت برای ما میسر نیست، چرا که آن حضرت گوهره سرّ الله است و از یک سو طبق روایات اسلامی، حضرت زهرا علیهاالسلام، حقیقت شب قدر است و از سوی دیگر، قرآن، بشر را از شناخت شب قدر عاجز دانسته و فرموده است: ما أدرئک ما لیلة القدر ...

ولی بصورت اجمال می توان گفت فلسفه خلقت فاطمه زهرا علیهاالسلام، شناخت خداست و ایشان آفریده شدند تا انسان از آن طریق به خالق خود معرفت پیدا کند. چنانکه در روایتی قدسی، حضرت حق تعالی می فرماید: من گوهری ناشناخته ام، و برای اینکه شناخته شوم، «فاطمه» را خلق نمودم.

 

تبیان: اینجا سوالی مطرح می شود که وقتی ما از شناخت مخلوقی همچون حضرت زهرا علیهاالسلام عاجزیم، چطور می توانیم به خالق بی انتهای او شناخت پیدا کنیم؟

ببینید در آموزه های دینی ما، راه شناخت خدا را، شناخت صفات او بیان کرده اند، یعنی چون ما از شناخت ذات حق تعالی ناتوانیم باید با تفکر در آثار و صفات او کسب معرفت و شناخت کنیم، بنابراین برای شناخت حضرت صدیقه علیهاالسلام نیز باید به دنبال شناخت صفات عالیه آن وجود نورانی و  آثار ایشان که همان سیره ی آن حضرت است، باشیم.

برای الگو قرار دادن سیره و حیات طیبه دختر پیامبر اکرم، باید ابتدا هدف ایشان در زندگی و سپس مسیری را که برای رسیدن به آن هدف پیمودند، مورد توجه قرار داد و با پرداختن به اصول رفتاری ایشان در این مسیر، به هدف عالی خلقت که همان معرفت الهی است نائل آمد

تبیان: گفتید سیره؛ لطفاً قدری درباره سیره حضرت زهرا علیهاالسلام توضیح بفرمایید.

مهمترین شاخصه در سیره دخت نبی مکرم اسلام، عبودیت و خداشناسی ایشان و فنا شدن در ذات حق تعالی است، یعنی ایشان خود را در برابر خالق هستی بخش، هیچ می دانست و هیچ جایگاهی برای خود قائل نبود. و این همان مسئله مهمی است که ما از آن غافل هستیم و باید گفت اگر بشر به این سیره عمل می کرد، تمام مشکلاتش حلّ می شد.

این فنا شدن حضرت صدیقه علیهاالسلام در ذات خدا، تنها حرف نبود بلکه ایشان در عمر کوتاه اما گرانقدر خود، نشان دادند که برای خدا از همه چیز خود گذشتند.

 

تبیان: به نظر شما راه تمسک به این سیره رفتاری چیست؟

برای اینکه ما از سیره حضرت فاطمه علیهاالسلام بهره ببریم، باید اصول رفتاری ایشان را از حیات پاک ایشان اقتباس کنیم و در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی خود آن را اسوه و الگوی خویش قرار دهیم. مثلاً در نحوه حضور در صحنه اجتماع، نحوه ظهور در عرصه خانواده و از همه مهمتر در بندگی خالق یکتا. شاید اگر بخواهیم دقیق تر این مطلب را مطرح کنیم، باید اینطور بگوییم که برای الگو قرار دادن سیره و حیات طیبه دختر پیامبر اکرم، باید ابتدا هدف ایشان در زندگی و سپس مسیری را که برای رسیدن به آن هدف پیمودند، مورد توجه قرار داد و با پرداختن به اصول رفتاری ایشان در این مسیر، به هدف عالی خلقت که همان معرفت الهی است نائل آمد.

خانم جعفری
تبیان: آیا حضرت زهرا علیهاالسلام فقط اسوه و الگوی زنان ما می باشند؟

مسلماً خیر، سیره و روش رفتاری ایشان همواره مورد توجه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بوده است، پیامبری که طبق نص صریح قرآن، تمام رفتار و گفتارش مبتنی بر وحی است و جز حق نمی گوید. رسول خدا در همه حال، مسلمانان را به پیروی از آن حضرت سفارش می کردند، همانطور که ائمه طاهرین علیهم السلام نیز به آن حضرت تمسک می نمودند و شاید یکی از معانی روایت شریف امام عسکری علیه السلام که حضرت فاطمه علیهاالسلام را حجّت بر ائمه هدی علیهم السلام معرفی کرده، همین باشد.

مؤید دیگر این سخن، فرمایش نورانی قطب عالم امکان حضرت بقیه الله اعظم (عج) است که فرمود: فی إبنة رسول الله لی اسوة حسنة، یعنی حضرت زهرا علیهاالسلام و منش الهی ایشان برای تمام عالمیان الگو است، حتی برای معصومین.

 

تبیان: لطفا یکی از اصول رفتاری آن حضرت را که به آن اشاره نمودید، به عنوان نمونه برای خوانندگان تبیان، بیان بفرمایید.

یکی از این اصول رفتاری «انفاق» است که آن را در عرصه های گوناگون زندگی حضرت زهرا علیهاالسلام به وضوح می توان مشاهده نمود. مانند شب عروسی ایشان که حضرت در آن شور و شعف که شاید برای هر تازه عروسی غیرقابل توصیف باشد، لباس عروسی خویش را به یک فقیر بخشید، چرا؟ چون ایشان شادی و شعفش هم برای خداست.

خانم جعفری

البته در اینجا نکته بسیار مهم و ظریفی وجود دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد و آن اینکه این رفتار حضرت در آن زمان به این معنا نیست که الآن یک دختر مسلمان در شب عروسی خود لباس عروسی اش را به یک فقیر بدهد و بگوید، من هم همان کار را باید انجام دهم، بلکه این رفتارهای معصومین همه مصادیق یکسری قواعد و اصول رفتاری هستند، یعنی امروز دختر ما برای پرداختن به سیره حضرت صدیقه علیهاالسلام در انفاق، می تواند در کنار خرج های مفصّل عروسی خود، مقداری هم به فقرا و تنگدستان جامعه خود کمک کند که مسلماً باید انحاء و روش های مناسب، در نظر گرفته شود، نه تنها بخشیدن لباس عروسی.

 

تبیان: آنچه فرمودید که زهرای مرضیه علیهاالسلام الگوی تمام عالمیان است، یادآور فرموده ی پیامبر اکرم است که ایشان حضرت زهرا علیهاالسلام را سرور زنان دو عالم معرفی می کند، اما ممکن است در اینجا سوالی مطرح شود که خداوند در سوره ی آل عمران آیه ی 42، حضرت مریم علیهاالسلام را برگزیده ی زنان دو عالم، معرفی می کند (واصطفیک علی نساء العالمین)؛ این آیه چطور با آن روایت شریف، سازگاری دارد؟

برخی در جواب این پرسش اینگونه گفته اند که مریم علیهاالسلام سرور زنان زمان خود است اما فاطمه علیهاالسلام سرور زنان همه اعصار و زمانهاست. ولی طبق نظر مفسّرینی همچون علامه طباطبایی، برگزیده شدن مریم علیهاالسلام در این آیه قرآن به جهت نحوه ی تولد فرزند پاکشان حضرت عیسی علیه السلام می داند به این معنا که تنها مریم علیهاالسلام بود که بدون ارتباط با هیچ مردی و تنها با دمیده شدن روح الهی در وی، به چنان فرزندی باردار شد که در گهواره با مردم سخن گفت و پیامبریش را اعلام نمود. ولی آنچه مهمتر است و منظور روایت رسول خدا می باشد، این است که فاطمه زهرا علیهاالسلام در سیادت و بزرگی و عظمت سرور تمام زنان عالم در طول تاریخ و حتی نسبت به مریم علیهاالسلام است و ایشان در میان همه مخلوقات یکتاست.

امروز دختر ما برای پرداختن به سیره حضرت صدیقه علیهاالسلام در انفاق، می تواند در کنار خرج های مفصّل عروسی خود، مقداری هم به فقرا و تنگدستان جامعه خود کمک کند که مسلماً باید انحاء و روش های مناسب، در نظر گرفته شود، نه تنها بخشیدن لباس عروسی

تبیان: شما جایگاه حضرت زهرا علیهاالسلام را در میان زنان و همچنین در میان ائمه هدی علیهم السلام مورد بررسی قرار دادید، حال لطفاً بفرمایید شأن و مرتبت ایشان در میان انبیاء الهی چگونه است؟

به طور مختصر عرض کنم که وقتی رسول خدا می فرمایند: علماءُ أمتی أفضل من أنبیاء بنی اسرائیل، دانشمندان امت اسلام، از پیامبران بنی اسرائیل نیز بلندمرتبه تر هستند، دیگر جایگاه حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام با آن همه عظمت روحی و علمی(که فرصت پرداختن به آن در این مقال نیست) به روشنی مشخص می شود.

 

تبیان: با توجه به اینکه در هفته گرامیداشت مقام زن قرار داریم، شاید مناسب باشد یادآور یکی از سفارشات بانوی بانوان عالم، حضرت زهرا علیهاالسلام به تمامی زنان تاریخ بشر، شویم که: «بهترین چیز برای زن آنست که نه مرد نامحرمی او را ببیند و نه او مرد نامحرمی را ببیند». این کلام سرمشق زندگی زنان ما خواهد بود، اما شاید این پرسش جلوه گر شود که این فرمایش حضرت، چطور می تواند با سیره ی اجتماعی ایشان در زمان حیاتشان سازگار باشد؟ چرا که خود حضرت فعالترین بانوی زمانه خود در عرصه های گوناگون اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بوده است و در جامعه عصر خویش حضوری پُررنگ داشته است.

همانطور که در تاریخ نقل شده است، حضرت زهرا علیهاالسلام نه تنها در مسجد و منزل خویش به فعالیتهای علمی و فرهنگی می پرداختند و نه تنها در عرصه های سیاسی (همچون ماجرای غصب خلافت پس از رسول خدا) مانند خورشیدی تابناک درخشیدند، بلکه ایشان در جبهه های جهاد نیز حضور داشتند و از رزمندگان اسلام پرستاری می کردند. اما آنچه باید مورد توجه قرار بگیرد این است که ایشان در تمام فعالیتهای اجتماعی خود، حدود را رعایت می کردند و همین رعایت حدود که از عفّت و حیا و حجاب ایشان سرچشمه می گیرد، راز تفسیر آن حدیث نورانی از ایشان است.

سربسته و اجمالاً عرض کنم که ایشان بُعد انسانی خویش را در جامعه ارائه کردند نه بُعد زنانگی خویش را، یعنی آن حضرت از بُعد انسانیت خود در جامعه درخشیدند نه از بُعد جنسیت صِرف خویش، تا راه را بر سودجویان از زن و جنسیت زن، ببندند.

 

تبیان: از آنجائیکه شما به عنوان یکی از چهره های فعال و برجسته فرهنگی در میان زنان جامعه خود هستید، چه توصیه ای به زنان امروز می نمایید؟

توصیه بنده فقط این است که زنان ما ارزش حقیقی خود را بشناسند و آن را به بهای اندک نفروشند.

 

مصاحبه: ابوالفضل صالح صدر

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

رسالت اجتماعی سرور زنان عالم

تعالیم عالیه اسلام و آموزه های علمی و عملی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نسبت به شخصیت دادن به زن، در عصری که هنوز نگاه به زن نگاهی منفی، و عرصه ای برای تجلی توانمندیهای مثبت و مفید زنان کارآمد وجود نداشت، توانست زمینه ساز رشد و شکوفایی شخصیت این قشر از انسان باشد. در این میان بانوی عالی مقام جهان اسلام، حضرت زهرا علیهاالسلام که در چنین مکتبی پرورش یافته است و خود نیز از علم و آگاهی و معرفت بالایی برخوردار است، توانست در عمر کوتاه خود، در عرصه های مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی در کنار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام درخشش نماید و منشأ خیر و برکت برای تمام بشریت باشد.در این نوشتار بخشی از فعالیت های اجتماعی آن بانوی گرانقدر را از نظر می گذرانیم.


 

مرجعیت فکری و فرهنگی

از رسالت هایی که آن حضرت در اجتماع آن روز خود را عهده دار آن می دانست، بیان معارف الهی بود؛ هر چند حوادث بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و کوتاهی عمر آن حضرت، جامعه را از کسب فیض بیشتر محروم ساخت. در اینکه حضرت زهرا علیهاالسلام در بین جامعه آن روز مورد مراجعه مردم بود و در امور مختلف اجتماعی نقش داشت، شکی نیست.

زنان مدینه همواره خدمت آن حضرت می رسیدند و پرسشهای شرعی خود را از محضرش می پرسیدند و ایشان نیز با صبر و حوصله به پاسخ آنها می پرداخت؛ چنانکه حضرت امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید:

زنی به حضور حضرت فاطمه علیهاالسلام رسید و عرض کرد، من مادری ناتوان دارم که نسبت به مسائل و احکام نمازش دچار شبهه و اشتباهی شده است، مرا نزد شما فرستاده تا آن را بپرسم. حضرت به پرسش او پاسخ گفت. وی مسئله ای دیگر پرسید و حضرت پاسخ گفت. پرسش سومی مطرح کرد و همین طور تا ده پرسش را مطرح کرد و حضرت نیز پاسخ گفتند. آن زن از اینکه پرسشهایش زیاد شد خجالت کشید و عرض کرد ای دختر پیامبر! شما را زحمت ندهم. حضرت فرمودند: هر وقت خواستی بیا و هر چه می خواهی بپرس.(3)

حضرت زهرا علیهاالسلام فقیران و بینوایان را اطعام می داد و به همسایگان مستضعف خود رسیدگی می کرد و به زنان و اطفال مخصوصا یتیمان توجه می کرد و به آنها رسیدگی می نمود و غذا می داد تا جاییکه اثر گرسنگی بر صورت مبارکش آشکار می شد

همچنین در زمینه حل اختلافات دینی، امام یازدهم می فرماید:

دو زن که در یکی از مباحث دینی با هم اختلاف داشتند، خدمت حضرت زهرا علیهاالسلام آمدند. بحث آن دو به نزاع و دعوا کشید، یکی از آن دو با ایمان بود و دیگری معاند و مخالف با اسلام. حضرت به زن مسلمان در گفتن دلایل و ادله خود کمک کرد تا بتواند مطالب حق خود را ثابت کند.

در مواردی نیز بعضی از مؤمنان همسران خود را خدمت آن بانوی بزرگ می فرستادند تا پرسشهای خود را از محضر آن بزرگوار بپرسند. (2)

 

جهاد در صحنه سیاست

در اوایل بعثت، حفظ جان پیامبر صلی الله علیه و آله و دفاع و حمایت از آن حضرت از مهم ترین رسالتهای جامعه نو پای اسلام و وظیفه خطیر کسانی بود که علیرغم مشکلات و تنگناهای موجود به حقانیت پیامبر و آیین او ایمان آورده بودند. تعداد انگشت شماری نیز با استفاده از موقعیت اجتماعی، سیاسی و تواناییهای دیگر خود، بیشتر به این امر می پرداختند که از جمله آنها حضرت زهرا علیهاالسلام بود.  چنانکه آن حضرت علاوه بر اینکه در منزل و خصوصا بعد از رحلت مادر بزرگوارش خدیجه، پرستاری پدر را بر عهده داشت، بیرون از منزل نیز همیشه مراقب پدر بود.(3)

ازدواج

بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز با پیش آمدن حوادث ناگوار، این رسالت ابعاد دیگری به خود گرفت و از جمله آنها، حمایت و دفاع از امامت و جانشینی به حق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود.

حضرت زهرا علیهاالسلام جایگاه امام علی علیه السلام را خوب شناخته بود و دیدگاههای رسول خدا را نسبت به امام می دانست و بدان ایمان و اعتقادی راسخ داشت و صلاح و مصلحت جامعه نوپای اسلام را در رهبری علی علیه السلام می دید. آن حضرت می دانست که با خروج رهبری امت از محور خود، امور مهم دیگری نیز دچار این آفت می شود و هر گونه ساکت ماندن نوعی تایید بر کارهای نارواست. بدین جهت حضرت زهرا علیهاالسلام در مواردی مخالفت خود را با اعتراض و شِکوه به اثبات رساند.

بعنوان نمونه در ماجرای غصب خلافت، آن حضرت با دلی پر خون از حوادث ناگوار پیش آمده، با زبان شکوه و اعتراض خطاب به آن دسته از اصحاب رسول خدا و مردم که در برابر انحراف جامعه از مسیر حق، سکوت اختیار کرده بودند، فرمود:

«... هنوز از عهد و قرار چیزى نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته بود; زخم دل ما التیام نگرفته و پیامبر هنوز دفن نگردیده بود كه آنچه نبایست كردید و آنچه ازآنتان نبود، بردید و بدعتى بزرگ پدید آوردید. بهانه آوردیدكه از فتنه مى ترسیم; اما بدانید كه خود را به قعر آتش فتنه افكندید; چرا كه آتش دوزخ، كافران را از هر سو فرا مى گیرد.»(4)

 

ملاحظات اجتماعی

حضرت زهرا علیهاالسلام که تربیت یافته مکتب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود، نسبت به مردم جامعه خویش ملاحظات دقیق اجتماعی داشت. خانه فاطمه علیهاالسلام محل مراجعه نیازمندان و فقیران بود، هر کس به آنجا مراجعت می کرد ناامید برنمی گشت، و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز در موارد زیادی نیازمندان را به ایشان ارجاع می داد.(5)

در سیره آن بانوی گرانقدر آمده است:

حضرت زهرا علیهاالسلام فقیران و بینوایان را اطعام می داد و به همسایگان مستضعف خود رسیدگی می کرد و به زنان و اطفال مخصوصا یتیمان توجه می کرد و به آنها رسیدگی می نمود و غذا می داد تا جایی که اثر گرسنگی بر صورت مبارکش آشکار می شد.(6)

آن حضرت می دانست که با خروج رهبری امت از محور خود، امور مهم دیگری نیز دچار این آفت می شود و هر گونه ساکت ماندن نوعی تایید بر کارهای نارواست. بدین جهت حضرت زهرا علیهاالسلام در مواردی مخالفت خود را با اعتراض و شِکوه به اثبات رساند

در روایتی از ابن عباس نقل شده است:

سلمان فارسی برای آنکه چیزی برای عرب تازه مسلمان شده ای تهیه کند به خانه زنان رسول خدا رفت اما چیزی نیافت، چشمش به خانه زهرا علیهاالسلام افتاد و با خود گفت: اگر خیری باشد از خانه فاطمه، دختر پیامبر خواهد بود. رفت و در خانه آن حضرت را کوبید و قضیه را به عرض ایشان رساند. آن حضرت فرمودند:

سوگند به آن کسی که محمد صلی الله علیه و آله را به حق به پیامبری بر انگیخت، سه روز است که چیزی نخورده ایم و حسن و حسین علیهاالسلام از شدت گرسنگی می لرزیدند [تا اینکه خوابشان برد...] اما خیری را که به در خانه ام آمده است برنمی گردانم.

آن حضرت پیراهن خود را به سلمان داد تا ببرد و از شمعون یهودی مقداری خرما و جو بگیرد. سلمان آنها را گرفت و آورد. آن حضرت بلافاصله آنها را آسیاب کرد و نان پخت و به سلمان داد تا برای آن مرد فقیر ببرد. سلمان عرض کرد: یک قرص از این نانها را برای حسن و حسین بردارید. حضرت فرمودند: «یا سَلْمانُ هذا شَیْءٌ اَمْضَیناهُ للّه ِِ عَزَّوَجَلَّ لَسْنا نَأْخُذُ مِنْهُ شَیْئا؛ اینها را در راه خدای عزیز و بزرگ داده ایم، چیزی از آن را بر نمی داریم».(7)

ایشان همچنین درباره همسایگان توجه خاصی مبذول می داشت. امام صادق علیه السلام سیره و روش آن حضرت را چنین بیان فرموده است:

فاطمه علیهاالسلام چنین بود که هر گاه دعا می کرد، برای مردان و زنان مؤمن دعا می کرد ولی برای خودش دعا نمی کرد. به او گفته شد [و از او علت این ماجرا سؤال شد]، پس فرمود: همسایه و سپس خانه.(8)

چنانکه از حدیثی از امام حسن مجتبی علیه السلام بر می آید که حضرت زهرا علیهاالسلام هنگام دعا برای همسایگان، آنها را با نام دعا می کرده است و این بیانگر ارتباط آن بانوی بزرگوار با مردم و همسایگان می باشد.(9)

بانوی دو سرا، هم به عیادت مریضهای همسایه می رفت و هم به جهت تعزیت و تسلیت در مورد اموات آنها در بعضی از مجالس شرکت می کرد.(10)

 

پی نوشت:

1) بحارالانوار، ج2، ص3.

2) چنانکه مردی همسرش را فرستاد تا به نزد حضرت برود و از ایشان بپرسد که آیا او از شیعیان و پیروان شما می باشد یا خیر؟ او به حضور حضرت آمد و چنین پاسخ شنید که به شوهرت بگو: «اِنْ کُنْتَ تَعْمَلُ بِما اَمَرْناکَ وَ تَنْتَهی عَمّا زَجَرْناکَ عَنْهُ فَاَنْتَ مِنْ شیعَتِنا وَاِلاّ فَلا؛ اگر به آنچه که به شما امر کرده ایم عمل می کنی و از آنچه که نهی کرده ایم دوری می کنی، از شیعیان ما هستی وگرنه خیر...»؛ بحارالانوار، ج68، ص155؛ نهج الحیاة، ص 217.

3) عبداللّه بن مسعود می گوید: با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در کنار کعبه بودیم، حضرت د رسایه خانه خدا مشغول نماز بود، گروهی از قریش و از جمله ابوجهل در گوشه ای از مکه چند شتر نحر کرده بودند، شکنبه آنها را آوردند و بر پشت پیامبر گذاشتند، فاطمه‌علیهاالسلام آمد و آنها را از پشت پدرش برداشت؛ بحارالانوار، ج 18، ص57؛ دلائل النبوة، ج2، ص 44.

4) «هذا! وَ الْعَهْدُ قَریبٌ وَ الْكَلْمُ رَجیبٌ والْجَرْحُ لَمّا یَنْدَمِلْ وَ الرَّسوُلُ لَمّا یُقْبَرْ إِعْتِذاراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الفِتْنَةِ «اَلَا فِى الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْكَافِریِنَ(توبه/ 49) فَهَیْهاتَ مِنْكُمْ؟ وَ كَیْفَ بِكُمْ؟ وَ اَنّى تُؤْفَكُونَ؟...»؛ الاحتجاج، ص 108؛ دلائل الإِمامة، ص 39.

5) مأساة الزهراء، ج 1، ص54.

6) ر.ک: اعلموا انّی فاطمه، ج4، ص217. به نقل از فاطمة الزهراء، توفیق ابوعلم، ص130 و تفسیر کشاف زمخشری.

7) تفصیل این قضیه را ملاحظه کنید: بحارالانوار، ج 43، صص 69 ـ 75.

8) کانَتْ فاطِمَةُ علیهاالسلام اِذا دَعَتْ تَدْعُو لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ لاتَدْعُو لِنَفْسِها فَقیلَ لَها فَقالَتْ اَلْجارُ ثُمَّ الدّارُ؛ بحارالانوار، ج 90، ص 388.

9) امام حسن علیه السلام چنین نقل می کنند: «رَأَیْتُ اُمّی فاطِمَةَ علیهاالسلام قامَتْ فی مِحْرابِها لَیْلَةَ جُمْعَتِها فَلَمْ تَزَلْ راکِعَةً ساجِدَةً حَتّی اِتَّضَحَ عَمُودُ الصُّبْحِ وَ سَمِعْتُها تَدْعُو لِلْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ تُسَمّیهِمْ وَ تَکْثُرُ الدُّعاءَ لَهُمْ وَ لاتَدْعُو لِنَفْسِها بِشَیْ ءٍ فَقُلْتُ لَها یا أُمّاهُ لِمَ لاتَدعِیَنَّ لِنَفْسِکِ کَما تَدْعینَّ لِغَیْرِکِ. فَقالَتْ یا بُنَیَّ الْجارُ ثُمَّ الدّار»ُ؛ همان، ج43، ص 82 و ج 86، ص 313.

10) «کانَتْ تَعُودُ مَرْضاهُمْ؛ از مریضهایشان عیادت می کرد.»؛ اعلموا انی فاطمة، ج 4، ص534.

فرآوری: ابوالفضل صالح صدر

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

بهترین الگوی زن امروز کیست؟

در جهان امروز، جامعه مسلمانان به عنوان دومین جامعه بزرگ مذهبی است که بیش از 5/1 میلیارد عضو دارد که روز به روز در حال گسترش است و زنان نیز بیش از نیمی از این جامعه را تشکیل می دهند. در چنین جامعه ای، شناخت الگوی راستین برای زنان مسلمان می تواند تأثیر شگرفی بر جای بگذارد. در این میان، حضرت زهرا علیهاالسلام الگوی عملی و عینی برای زنان مسلمان است که می تواند در همه زمینه ها سرمشق نسل امروز و فردا قرار گیرد. چنانکه امام خمینی رحمه الله با تأسّی به الگوهای عملی در اسلام می فرماید:

«ما باید سرمشق از این خاندان [خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله ] بگیریم؛ بانوان ما از بانوانشان و مردان از مردانشان، بلکه همه از همه آن ها. الگوی حضرت زهرا علیهاالسلام الگوی پیغمبر است» (1)

بزرگ ترین درس عملی به زن

اسلام در نگرش خود به زن، با آفرینش ریحانه نبی و انسیه حوراء، نشان داد که دین جامعی است که زن تحقیر شده در جاهلیت دیروز و غرب زده امروز را نه تنها باور ندارد، بلکه تقبیح می کند و الگوی ایده آل زن مسلمان را فاطمه زهرا علیهاالسلام می داند تا بهانه برای هیچ زن مسلمانی باقی نماند که ما اسوه و الگویی نداشتیم تا با تمسّک به او بتوانیم انحراف و باطل را تشخیص دهیم و یا به خود اجازه دهیم که وارد عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شویم.

یکی از بزرگ ترین درس های عملی از حضرت زهرا علیهاالسلام حضور فعّال در صحنه های اجتماعی سیاسی با حفظ عفّت و حجاب و ارزش های وجودی زن است که در انقلاب اسلامی، جلوه یافت و الگویی برای زنان مسلمان در سطح جهان گردید. تأسّی به اسوه و الگوی برتر زنان جهان، حضرت زهرا علیهاالسلام ، گامی نوین و حرفی نو مطرح ساخت که زن مسلمان در اقصی نقاط جهان، از آسیا تا آفریقا، از اروپا تا آمریکا، می تواند با تکیه بر الگوی عملی فاطمی، به خودباوری و احیای هویّت اسلامی دست یازد.

صدیقه طاهره علیهاالسلام با زندگی و مبارزه خود، در عرصه های گوناگون اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، عبادی، خانه داری، همسرداری، تربیت فرزند و بخصوص در صحنه های گوناگون سیاسی، نشان داد که یک زن می تواند با حفظ حریم عفّت و ارزش های انسانی، در تمامی عرصه های جامعه حضور داشته باشد

همانطور که مقام معظّم رهبری بارها به این مسئله اشاره کرده که زنان باید با تأسّی به دخت نبی مکرم اسلام، در عرصه های گوناگون اجتماعی فعّال باشند، ایشان می فرماید:

«زنان مسلمان در زندگی شخصی، اجتماعی و خانوادگی خود باید زندگی حضرت فاطمه علیهاالسلام را از جهت خردمندی، فرزانگی و عقل و معرفت الگو و سرمشق قرار دهند؛ از بُعد عبادت، مجاهدت، حضور در صحنه تصمیم گیری های عظیم اجتماعی، خانه داری، همسرداری و تربیت فرزندان صالح از زهرای اطهر علیهاالسلام پیروی کنند».(2)

 

آنچه بانو انجام داد

مبارزه ای که ریحانه نبی در حسّاس ترین دوران آغاز کرد، از زمان آغازین انحراف جامعه پس از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه و آله ، به عنوان مهم ترین و محوری ترین حرکت سیاسی جامعه محسوب می شد. هنگامی که او تعدّی غاصبان خلافت را به حریم ولایت و امامت دید، با تمام قوا و با روش های خود، برای دفاع از این حریم وارد عرصه فعالیت های سیاسی شد و در طول عمر کوتاه اما گرانقدر خود، همچون پروانه، وجود خویش را برای تثبیت امامت، فدای ولایت کرد.

مبارزات سیاسی حضرت زهرا علیهاالسلام نشان دادند که یک زن، که عنصر پیونددهنده بین رسالت و امامت است، چگونه می تواند با جثه ضعیف خود و روح عظیم الهی خویش، بار سنگین مبارزه را بر دوش کشد و با جان و مال خود تا آخرین نفس، خط الهی را دنبال کند و فریب سیاست پیشگان زر و زور و تزویر را نخورد و نشان دهد که در سخت ترین عرصه های سیاسی و اجتماعی جامعه، که حتی مردان رزم دیده و مقاوم هم دچار تزلزل می شوند، یک زن ایستا و مقاوم می تواند در مقام دفاع از حق و ولایت بایستد و رسالت خویش را جانانه به ثمر برساند.

حضرت فاطمه

دخت گرامی حضرت رسول صلی الله علیه و آله به خاطر بیداری جامعه و آگاهی مردم در انحراف آغازین خود، فعالیت های سیاسی خود را آغاز نمود. بررسی فعالیت ها و روش هایی که فاطمه زهرا علیهاالسلام اتخاذ کرد، نمونه ای است که نشان می دهد اسلام می خواهد افراد جامعه، اعم از زن و مرد، همیشه نسبت به مسائل جامعه ای که در آن زندگی می کنند، آگاهی و شناخت لازم داشته باشند تا بتوانند در امور سیاسی جامعه مشارکت کنند و حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام ، سدشکنِ تفکر غلط جاهلیّت نسبت به زن بود که با تمام وجود، سرشار از عشق الهی و رسالت نبی، دفاع از امامت و ولایت را رهبری کرد.

به حق، اگر مبارزات سیاسی فاطمه زهرا علیهاالسلام در دفاع از حریم امامت و ولایت نبودند جریان امامت در همان «سقیفه بنی ساعده» خاتمه می یافت. اما خداوند اراده کرده بود که ریحانه نبی و همسر ولایت، بار سنگین مبارزات سیاسی را در مدت کوتاهی بر دوش بگیرد و جامعه خفته را بیدار سازد و همچون پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله رسالت را به امامت متصل سازد و وجود آن حضرت، تجلّی بخش امامت بود.

دفاع فاطمه زهرا علیهاالسلام از حریم امامت و ولایت بود که توانست از قتل حضرت علی علیه السلام جلوگیری کند و تا حدی جوّ متشنّج سیاسی آن روز مدینه را کنترل نماید و حقّانیت حضرت علی علیه السلام را به مرور زمان ثابت کند تا در سال های بعد، با بیعت مردم با حضرت علی علیه السلام مسیر امامت تداوم یابد و فرزندان آن حضرت ادامه دهنده خط مشی سیاسی و مبارزاتی مادر نمونه شان باشند.

همو بود که دختری همچون زینب علیهاالسلام را در کانون تربیتی خویش پرورش داد تا در کربلا ادامه دهنده و پیامبر خون امام حسین علیه السلام باشد.

زنان مسلمان در زندگی شخصی، اجتماعی و خانوادگی خود باید زندگی حضرت فاطمه علیهاالسلام را از جهت خردمندی، فرزانگی و عقل و معرفت الگو و سرمشق قرار دهند؛ از بُعد عبادت، مجاهدت، حضور در صحنه تصمیم گیری های عظیم اجتماعی، خانه داری، همسرداری و تربیت فرزندان صالح از زهرای اطهر علیهاالسلام پیروی کنند

حضور سیاسی فاطمه زهرا علیهاالسلام نشان داد که یک زن با آگاهی و اتخاذ شیوه های سیاسی مدبّرانه می تواند در صحنه های گوناگون جامعه به مبارزه بپردازد. این حضور نه تنها تفکر «عدم حضور زن در اجتماع» را نفی می کند، بلکه انحصار حضور مردان در عرصه های سیاسی را به نقّادی می کشاند و بر آن مهر ابطال می زند.

 

الگوی قطب عالم امکان

صدیقه طاهره علیهاالسلام با زندگی و مبارزه خود، در عرصه های گوناگون اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، عبادی، خانه داری، همسرداری، تربیت فرزند و بخصوص در صحنه های گوناگون سیاسی، نشان داد که یک زن می تواند با حفظ حریم عفّت و ارزش های انسانی، در تمامی عرصه های جامعه حضور داشته باشد و اسلام چنین می خواهد که زن نیز همچون مرد، در تمام عرصه های جامعه عنصری فعّال و پویا باشد .

دخت گرامی پیامبر صلی الله علیه و آله و انسیه حورا، حضرت فاطمه علیهاالسلام ، با اخلاق و رفتار و کارنامه عملی و فکری خویش، مکتبی را برای زنان پایه گذاری کرد که زمزم تکامل و تعالی و چشمه سار والای کرامت انسانی است، که زنان امروز نیز با تأسّی به این اسوه و الگوی برتر، می توانند به گسترش ارزش های دینی بپردازند و با ایجاد حسّ مسئولیت پذیری، خودسازی، روحیه شهادت طلبی، دفاع، انفاق و ایثار و استقامت و پایداری و صبر، تلاش کنند تا در جهان امروز، به جایگاه حقیقی خویش دست یابند و بدین وسیله، با بازبینی سنّت های جاهلی و احقاق حقوق الهی و شرعی و تکیه بر هویّت اسلامی، با حفظ حجاب به عنوان نماد استقامت و پایداری، مسیر فاطمی را ادامه دهند.

بی سبب نیست که یوسف زهرا علیهاالسلام الگوی تمام عیار خویش را در زمان ظهور این گونه معرفی می کند:

«فی ابنة رسول اللّه لی اسوةٌ حسنه؛ در دختر رسول خدا، فاطمه زهرا علیهاالسلام برای من، اسوه ای نیکو و شایسته است».

 

پی نوشت:

1) صحیفه نور، ج 5، ص 283.

2) میلاد کوثر فاطمه زهرا علیهاالسلام ، ص12.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

بررسی ابعاد پنهان شخصیت حضرت زهرا (س) از دیدگاه استاد «پناهیان»

نقش حضرت زهرا (سلام الله علیها) نقش مرموزی است. کسی نمی‌داند، ولی این نقش یک ویژگی دارد و آن اینکه پنهان است. این پنهان با آن نمی‌دانیم چه فرقی می‌کند؟ یک فرق‌هایی دارد. از وصف پنهان بودن نقش فاطمه در هستی در نزد اولیای خدا در دین و حیات بشر، می‌خواهم به وصف این رمزآلود بودن حیات حضرت زهرا و شخصیت او بپردازم.

 گروه فرهنگی-اجتماعی برهان؛ بررسی ابعاد شخصیت حضرت زهرا (سلام الله علیها) از جمله مسائلی است که عموماً با سطحی‌نگری از آن عبور کرده‌ایم؛ اما عمق جایگاه حضرت زهرا (سلام الله علیها) و نقش اساسی ایشان موضوعی است که حجت‌الاسلام والمسلمین «علیرضا پناهیان» به تبیین آن پرداخته‌اند که در ادامه آمده است.

اینکه بزرگان ما مانند حضرت امام می‌فرمودند سخت است یا به تعبیر دیگر محال است که بتوانیم مقام و منزلت حضرت زهرا (سلام ‌الله علیها) را توصیف کنیم؛ برای اثبات این سخن علائمی وجود دارد که در ادامه سعی می­شود قدری مسئله تبیین گردد.

نسبت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خیلی روشن است. پیامبر گرامی اسلام «ما ینطق عن‌الهوی ان هو الا وحی یوحی» است. هر آنچه می‌گوید وحی است و هوای نفس در او راه ندارد. با چنین مقامی شاهدیم که به طور مکرر نسبت به حضرت زهرا (سلام الله علیها) صریحاً می‌فرمایند فداه ابوها (من فدای فاطمه شوم). رابطه‌‌ی پیامبر با دخترشان رابطه‌ی پرسرّی است. آخرین کسی که در هنگام سفر با او خداحافظی می‌کنند و اولین کسی که پس از سفر به ملاقات او می‌روند حضرت صدیقه‌ی زهراست. هر گاه ایشان به محضر پیامبر شرف‌یاب می‌شدند، پیامبر برمی‌خاستند، جای خود را به حضرت می‌دادند و سپس مقابل ایشان می‌نشستند. این رفتارها را نباید به سادگی تحلیل کرد، نباید گفت می‌خواستند به مردم مدینه بگویند باید به ایشان احترام کنید. آیا تمام مسئله این بود؟ این مشی پیامبر سرّی نداشت؟ با توجه به این مقام معنوی و خاص و ویژه‌ی حضرت زهرا (سلام الله علیها)، آیا حضرت زهرا (سلام الله علیها) به صرف اینکه دختر ایشان است و به صرف اینکه نقش تاریخی در دفاع از امیرالمؤمنین می‌خواهد ایفا کند که البته او هم مقام بلندی است، این همه مهر و محبت و عاطفه از پیامبر دریافت می‌کرد؟ واقعاً این طور نیست. از ظاهر قصه نمی‌توان چیزی فهمید، جز اینکه بگوییم یک سرّ است. چنانچه بخواهیم رابطه‌ی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را با خدا هم توضیح دهیم، همین یک کلمه کافی است.

جبرئیل امین مکرر بر فاطمه (سلام الله علیها) نازل می‌شد و از جانب خداوند متعال پیام می‌آورد و امیرالمؤمنین کاتب وحی‌ای بود که بر ایشان نازل می‌شد. حضرت امام (رحمت الله علیه) وقتی این مسئله را در مورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) بیان می­کنند، در ادامه تعبیری دارند با این مضمون که فاطمه (سلام الله علیها) اگر مرد بود، پیامبر بود. یعنی برخی از شئون پیامبری دقیقاً در مورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) صدق می‌کند. این یعنی چه؟ البته حضرت امام دو احتمال عرفانی را در مورد آمدن جبرئیل امین و نازل شدن‌شان بر فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مطرح می‌کنند که باید به طور مفصل به آن‌ها پرداخت.

رابطه‌ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) را با امامان‌، با پیامبر، با خدا و در نهایت رابطه‌ی ایشان را با هستی باید دید. اما در مورد رابطه‌ با عالم هستی باید گفت که شب قدر شب تعیین مقدرات عالم است، شبی است که در ارض همه چیز رقم می‌خورد، شبی است که بهتر از هزار شب است: «و ما ادراک ما لیله‌القدر، لیله‌القدر خیر من الف شهر» در روایت می‌فرماید سرّ شب قدر فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است. به خودمان کاملاً حق می‌دهیم که سرّ و عظمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را متوجه نشویم. در قیامت ان‌شاءالله کمی از این اسرار باز می‌شود. شاید برای اهل معرفت کامل باز شود؛ آنجایی که همه در محضر خداوند متعال ساکت هستند و سیده­ی زنان عالم لب به سخن می‌گشاید و با خدا شروع به سخن گفتن می­کند، تازه آنجا وقتی همه به محضر فاطمه می‌رسند، در آن تشریفات بسیار باعظمتی که عالم خلقت مانند آن به خودش ندیده است، صحرای باعظمت محشر، فاطمه‌ زهرا (سلام الله علیها) نقش و جایگاه ویژه‌شان شاید معلوم شود.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) جز اینکه یک دختر، یک همسر و یک مادر است، هیچ نقش دیگری ندارد؛ اما نقشش در هستی چقدر است؟ این قدر است که جبرئیل امین باید تمام حوادث عالم را با جزئیات برای حضرت زهرا توضیح دهد. در اینجا یک سؤال مطرح است و آن اینکه مگر ایشان چه سمتی دارند؟ مدیر اداره هستند؟ مسئول حسابرسی اداره‌ی خلقت هستند؟ ایشان مسئول چه چیزی در اداره‌ی خلقت هستند؟ مگر ایشان در عالم هستی چه‌کاره هستند که باید اسرار عالم هستی در کتابی باشد که کاتب آن امیرالمؤمنین است و آورنده‌ی محتوای آن کتاب جبرئیل امین است؟ نقش حضرت زهرا (سلام الله علیها) در هستی چیست؟ کسی نمی‌داند، ولی این نقش خیلی بالاست. نقش حضرت زهرا (سلام الله علیها) در دین چیست؟ کسی نمی‌داند. ولی این نقش خیلی بالاست. نقش حضرت زهرا (سلام الله علیها) در ارتباط با اولیای خدا چیست؟ کسی نمی‌داند، ولی این نقش خیلی بالاست. روایت است که حضرت زهرا (سلام الله علیها) نور مقدس‌شان روزی سه‌مرتبه بر اهل خانه طلوع می‌کرد. این یعنی چه؟ این را هم نمی‌فهمیم.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) وقتی که در زمان پیامبر می‌خواهد بیان شود، به قدر فهم مردمی که در اطراف پیامبر بودند، همان‌هایی که امیرالمؤمنین را تنها گذاشتند، با عنوان سیده النساء العالمین معرفی می‌شود. این کلامی است که وقتی یک معنایش در نظر گرفته می‌شود، باید گفت برای حضرت زهرا (سلام الله علیها) کم است، ولی باید این نکته را در نظر داشت که این مسئله برای فهم آن مردم است. اینکه گفته شود حضرت زهرا (سلام الله علیها) رئیس و سیده النساء العالمین است، نباید موجب شود که به زن‌های عالم نگاه کنیم و بعد بگوییم حضرت زهرا بهتر از همه‌ی این‌ها هستند، نه این طور نیست. مقام ایشان از مردها هم بالاتر است، منتها نه سطح بالاتری که به این سادگی قابل درک باشد.

البته مقام امامان نیز برای ما قابل درک نیست. در زیارت جامعه می‌گوییم ما مقام شما (امامان) را درک نمی‌کنیم، نمی‌توانیم حقیقت شما را بیان کنیم، نمی‌توانیم آن‌چنانی که شایسته هستید، شما را مداحی کنیم؛ ولی با این حال، مسئولیت اجتماعی امامان را می‌دانیم، می‌توانیم توضیح بدهیم که امام چرا لازم است. این را همه می‌توانند توضیح بدهند. پیغمبر چرا لازم است؟ این را همه می‌توانند توضیح بدهند، اما آن زمانی که همه‌ی زبان‌ها قاصر می‌شود و حتی عرفا نیز درمی‌مانند در مواجهه با این سؤال است که مقام معنوی حضرت زهرا (سلام الله علیها) چرا لازم است؟ مگر حضرت زهرا چه نقشی دارد که پیغمبر اکرم فدایش می‌شود، جبرئیل امین بر دست‌وپاهایش می‌افتد، خداوند با او رابطه‌ی خصوصی دارد، از عالم خبر دارد، باید آینده را بداند و... ما نمی‌دانیم.

اینکه گفته شود حضرت زهرا (سلام الله علیها) رئیس و سیده النساء العالمین است، نباید موجب شود که به زن‌های عالم نگاه کنیم و بعد بگوییم حضرت زهرا بهتر از همه‌ی این‌ها هستند، نه این طور نیست. مقام ایشان از مردها هم بالاتر است، منتها نه سطح بالاتری که به این سادگی قابل درک باشد.

امام زمان (علیه السلام) عالم را پر از عدل و داد می‌کنند، مقام ولایت به عهده‌شان است، علم عالم امکان در اختیارشان است و... نقش‌شان در تاریخ حیات بشری کاملاً واضح و روشن است. نقش حضرت زهرا (سلام الله علیها) چیست؟ البته ما امیرالمؤمنین را هم نمی‌توانیم بشناسیم، ولی نقش اجتماعی‌ ایشان، نقش ایشان در دین، نقش تاریخی و موقعیت ایشان نسبت به پیامبر، به عنوان جانشین، این‌ها کاملاً روشن است، این‌ها را می‌توانیم توضیح بدهیم و در علم کلام هم در موردش بحث می‌کنیم، ولی در علم کلام، در تاریخ و در معنویات، مگر به این سادگی می‌شود در مورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) حرف زد؟

نقش حضرت زهرا (سلام الله علیها) نقش مرموزی است. کسی نمی‌داند، ولی این نقش یک ویژگی دارد و آن اینکه پنهان است. این پنهان با آن نمی‌دانیم چه فرقی می‌کند؟ یک فرق‌هایی دارد. از وصف پنهان بودن نقش فاطمه در هستی در نزد اولیای خدا در دین و حیات بشر، می‌خواهم به وصف این رمزآلود بودن حیات حضرت زهرا و شخصیت او بپردازم.

نقش‌های پنهان در این عالم خیلی زیاد هستند. نقش پنهان خیلی زیباست. پیامبر گرامی اسلام هم دوست داشتند نقش پنهان داشته باشند. خودشان فرمودند خوشا به حال کسانی که کسی او را نمی‌شناسد. البته مسئولیت و رسالت اجتماعی، جایگاه خاص خودش را دارد، ولی کسانی که ارتباط با حضرت حق پیدا می‌کنند، هر چه بیشتر دوست می‌دارند، نقش پنهان‌تری پیدا می‌کنند. همه‌ی خانم‌ها باید از حضرت زهرا الگو بگیرند. دوازده امام خودشان را مرهون ایشان می‌دانند، ولی ایشان خودش را آشکار نکرده‌اند. دو خطبه یا سه حدیث را نباید در نظر گرفت. حضرت این نیست که شما در تاریخ می‌خوانید.

دوازده امام خودشان را مرهون ایشان می‌دانند، ولی ایشان خودش را آشکار نکرده‌اند. دو خطبه یا سه حدیث را نباید در نظر گرفت. حضرت این نیست که شما در تاریخ می‌خوانید.

«و ما ادراک ما لیله القدر». حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌تواند برای ما و برای زنان ما الگو باشد؛ از این جهت که فاطمه‌ی زهرا نقش ویژه‌ی بالاترین موقعیت معنوی را عهده‌دار هستند. هیچ نمود بیرونی هم ندارند، هیچ مسئولیت اجتماعی هم به ظاهر روی دوش‌شان نیست، ولی عالمی با دستان نحیف فاطمه می‌چرخند. آسیاب عالم و هستی و قوام و دین و اولیای دین به فاطمه‌ی زهراست. اگر زنان می‌خواهند از حضرت زهرا (سلام الله علیها) الگو بگیرند، باید به سراغ نقش‌های پنهان بروند.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌تواند برای ما و برای زنان ما الگو باشد؛ از این جهت که فاطمه‌ی زهرا نقش ویژه‌ی بالاترین موقعیت معنوی را عهده‌دار هستند. هیچ نمود بیرونی هم ندارند، هیچ مسئولیت اجتماعی هم به ظاهر روی دوش‌شان نیست، ولی عالمی با دستان نحیف فاطمه می‌چرخند. آسیاب عالم و هستی و قوام و دین و اولیای دین به فاطمه‌ی زهراست. اگر زنان می‌خواهند از حضرت زهرا (سلام الله علیها) الگو بگیرند، باید به سراغ نقش‌های پنهان بروند.

صورت ظاهری که برای حجاب خانم‌ها در نظر گرفته شده این است که مثلاً نگاه هرزه و آلوده پدید نیاید، هوس‌ها شعله‌ور نشوند، این ظاهر قصه است. مثل این است که بگویید وضو برای این است که دست انسان خیس شود. حجاب برای خانم‌ها برای چیست؟ حضرت امام در مقدمه‌ی کتاب «جنود عقل و جهل» می‌فرمودند که احکام اسلام را هر کس بدون اشارات عرفانی‌اش برای مردم بیان کند خیانت به اسلام کرده است.

خانم‌ها چرا باید چادر را دوست داشته باشند؟ چرا باید در خانه ماندن را دوست داشته باشند؟ سرّ عرفانی‌اش چیست؟ آن است که نقش پنهان داشته باشند. خانم‌ها چادر سرشان می‌کنند، چون نمی‌خواهند کسی آن‌ها را بشناسد، نمی‌خواهند کسی آن‌ها را ببیند، نمی‌خواهند کسی امتیازات آن‌ها را بفهمد، نمی‌خواهند کسی فضایل آن‌ها را بفهمد. بنده حزب‌الله لبنان و ثمرات زحماتشان را حجاب خانم‌هایشان می‌دانم. شما فکر می‌کنید جوان‌های حزب‌الله لبنان از خودشان هنری دارند؟ آن‌ها انرژی‌شان را از نیروگاه اتمی تقوای زنانشان بهره‌برداری می‌کنند. مستقیم نمی‌خواهد تحلیل کنید که آن‌ها حجاب دارند و جوان‌ها فاسد نمی‌شوند و به جبهه می‌روند. این طور تحلیل نکنید. برای شما توضیح دادم، نقش حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه بود؟ کسی توانست بفهمد؟ تقوا و معنویت زنان و آثار اجتماعی‌اش را مگر به این سادگی می‌شود تحلیل کرد؟

این تنها مهم نیست که خانم در خانه بنشیند و شروع به غذا پختن کند. نه، ما به نیروی معنوی این خانه‌نشینی احتیاج داریم. باید گوشه‌ی دلش هم هوس تبرج نباشد، هوس بیرون زدن از خانه نباشد، عشق بورزد به اینکه الحمدالله خدا نقش پنهان را به من داده است. اگر ته دلش بگوید ای‌کاش همه من را می‌شناختند، دیگر نور معنویت ندارد. فکر می‌کنید زن‌ها را می‌خواهیم اسیر کنیم و به زور ببریم بگذاریم در خانه؟ اگر کسی دلش بیرون است، برود بیرون. آن سلامت معنوی یک زن است که از خدا تمنا می‌کند و تشکر که خدایا ممنون تو هستم که نقش پنهان را به من دادی. وقتی کارهای خانه را رسول خدا به فاطمه‌ی زهرا داد و کارهای بیرون را به امیرالمؤمنین سپرد، حضرت فاطمه گفتند خوشحال شدم که کارهای خانه به گردن من افتاد. این خوشحالی پیروی حضرت زهراست.

در ادامه باید به ابعاد عرفانی حجاب و ستر و در خانه بودن نگاه کنیم. البته ما نمی‌گوییم زنان در موقعیت مقتضی در جامعه نقش ایفا نکنند، پزشکی نخوانند و... اصلاً چه کسی این حرف‌ها را زده است؟ در صدر اسلام هم از خانم‌ها در پزشکی استفاده می‌شد و حضرت زهرا نیز بنا بر ضرورت، چنین کاری را می­کردند.
بُعد عرفانی نقش پنهان را باید در نظر گرفت. پذیرش نقش پنهان از نظر عرفانی، مقام بسیار بالایی است. عرفا و بزرگان نیز خواهان نقش پنهان هستند، طبق وظیفه به میدان می­آیند، نه اینکه دوست داشته باشند مطرح شوند و کسی آن‌ها را بشناسد.

بحث این است که اصلاً زن و مرد ندارد. همه باید دنبال این باشند که تا می‌شود نقش پنهان بگیرند. همان نقش پنهانی که بی‌سروصدا آن را انجام دهند. نباید تصور کنیم خانم خانه‌دار هیچ اهمیتی ندارد. در روز قیامت، تمام عالم را خانم‌های خانه‌دار می‌چرخانند. مهم این است که خانم‌ها در خانه‌داری‌شان چه کاری کرده‌اند. هر کار اضافه‌ای که انجام می‌دهند، آن دیگر کار اضافه است و در مقابل خانه‌داری‌شان، بی‌ارزش است. زن‌ها رئیس‌جمهور عالم هم بشوند، کارشان بی‌ارزش‌تر است از آن لحظاتی که نقش پنهان ایفا می‌کنند. امیدوارم درباره‌ی نقش پنهان و حجاب و در مورد نقشی که کسی برایش ارج و قربی قائل باشد توانسته باشم منظورم را بیان کنم؛ اگر این غوغای زمانه‌ی ما اجازه‌ بدهد. یک رشته‌های دانشگاهی باید در کشور ما راه بیفتد برای اینکه خانم‌‌ها بیاموزند برای خانه‌داری و ایفای نقش همسری و مادری چه علومی را باید یاد بگیرند؛ از تغذیه و بهداشت گرفته تا تربیت فرزند و اخلاق خانواده. می‌دانید چقدر علم نیاز دارد که یک خانم خانه‌داری کند و بتواند آن نقش پنهان را درست اجرا کنند و مادر نمونه بشود؟ در اثر این تحصیلات، هزینه‌های خانواده‌ها چقدر پایین می‌آید و چقدر صرفه‌ی اقتصادی به همراه دارد.

پرده‌نشینان ما اگر معنویت را درک کنند، که امکاناتش را هم خدا بیشتر به آنان داده است، آن وقت می‌توانیم ادعا کنیم مردهای ما نیز می‌توانند معنویت را درک کنند.(*)

فاطمه زهرا در صحنه‏ آموزش

دختر گرامى رسول خدا در مسائل علمى نيز مانند ساير ويژگيهاى اخلاقى و انسانى، از امتيازات بسيار بالايى برخوردار بود.

زيرا آن حضرت ارتباط قوى به عالم غيب داشت و مستقيماً با جبرئيل امين و ساير ملائك به گفتگو مى‏پرداخت و اخبار گذشته و آينده جهان را از آنان دريافت مى‏داشت.


فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام در ميان امت اسلامى تنها زنى است كه داراى مقام ارجدار عصمت مى‏باشد.

و بدين وسيله علوم و آگاهيش به عالم غيب، كه از علوم الهى سرچشمه مى‏گيرد، بستگى دارد و پايان و حدودى بر آن متصور نيست و تمام مسائل جهان را در كليه‏ى دورانها مى‏دانست و آنها را مو به مو خبر مى‏داد.


خداترسى حضرت زهرا(س)

سيد بن طاووس از كتاب «زهدالنّبى» تأليف ابوجعفر احمد القمى نقل مى‏كند:
هنگامى كه اين دو آيه (43 و 44 سوره حجر) نازل شد:
و ان جهنم لموعدهم اجمعين- لها سبعة ابواب لكل باب منهم جزء مقسوم.
: «و جهنم ميعادگاه همه‏ى گمراهان است، هفت در دارد و براى هر درى، گروه معينى از آنها تقسيم شده‏اند».
پيامبر (ص) گريه‏ى شديد كرد، صحابه نيز از گريه‏ى آن حضرت، به گريه افتادند، ولى صحابه علت گريه آن حضرت را نمى‏دانستند، و پيامبر (ص) چنان منقلب بود كسى نمى‏توانست از او سؤال كند.

عادت رسول خدا (ص) اين بود كه هرگاه فاطمه (س) را مى‏ديد خوشحال مى‏شد، از اين رو يكى از اصحاب به حضور فاطمه (س) رفت، تا او را نزد پيامبر (ص) بياورد، وقتى به خانه‏ى زهرا (س) وارد شد ديد او به آسيا كردن مقدارى جو اشتغال دارد و اين آيه را مى‏خواند:
و ما عندالله خير و ابقى: «و آنچه نزد خدا است، بهتر و پايدارتر است» (قصص- 60- شورى- 36).
آن مرد صحابى سلام كرد و جريان گريه‏ى رسول خدا (ص) را گفت، فاطمه (س) بى‏درنگ برخاست و چادر كهنه‏اى كه دوازده وصله از ليف خرما داشت به سر گرفته و از خانه بيرون آمد، سلمان او را ديد و گريه كرد، و گفت: واحزناه! قيصر روم و كسرى (شاه ايران) لباسهاى سندس و حرير بپوشند، اما دختر پيامبر (ص) چادرى را كه دوازده وصله دارد و كهنه است به سر كند!!

فاطمه (س) به حضور پيامبر (ص) آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! سلمان از لباس من تعجب مى‏كند، با اينكه سوگند به خداوندى كه تو را به حق مبعوث كرد، مدت پنج سال است كه فرش ما در خانه‏ى على (ع) به يك پوست گوسفند انحصار دارد كه شب به روى آن مى‏خوابيم و روز روى آن پوست، به شتر خود علف مى‏دهيم، و متكاى ما از ليف خرما است.
پيامبر (ص) به سلمان فرمود: ان ابنتى لفى الخيل السوابق: «دختر من از سابقين و در صف سبقت گيرندگان در درگاه خدا است».
آنگاه فاطمه (س) عرض كرد: پدر جان فدايت گردم: علت گريه تو چيست؟
پيامبر (ص) دو آيه‏ى فوق را كه جبرئيل نازل كرده بود، خواند.

فاطمه (س) وقتى كه نام جهنم را شنيد، با صورت به روى زمين افتاد، و پى در پى مى‏گفت: الويل ثم الويل لمن دخل النار: «واى، سپس واى بر كسى كه وارد دوزخ گردد».
وقتى كه سلمان آيه را شنيد گفت: كاش گوسفندى بودم، خاندانم مرا مى‏كشتند و پوستم را مى‏دريدند و من نام آتش را نمى‏شنيدم.
ابوذر گفت: اى كاش مادرم نازا بود و مرا به وجود نمى‏آورد و نام آتش را نمى‏شنيدم.
مقداد گفت: اى كاش پرنده‏اى در بيابان بودم و حساب و عقابى نداشتم و نام آتش را نمى‏شنيدم!! حضرت على (ع) فرمود: اى كاش، درندگان گوشت بدنم را مى‏دريدند و اى كاش مادرم مرا متولد نمى‏كرد و نام آتش جهنم را نمى‏شنيدم! سپس دستش را بر سرش گذاشت و گريه مى‏كرد و مى‏گفت:
وابعد سفراه، واقلة زاداه فى سفر القيامة...
: «واى از دورى سفر، واى از كمى توشه‏ى راه سفر قيامت»!

كه مردم (گنهكار) به سوى آتش مى‏روند، و آتش آنها را درمى‏ربايد، آنان بيمارانى هستند كه كسى به عيادتشان نمى‏رود، و مجروحانى هستند كه كسى زخمهاى آنها را درمان نمى‏كند، و اسيرانى هستند كه كسى آنها را از بند آتش رها نمى‏نمايد، خوراك و آشاميدنى آنها از آتش است، و در ميان طبقات آتش زير و رو مى‏گردند، و پس از آنكه در دنيا لباسهائى كه از پنبه بود مى‏پوشيدند، اينك در دوزخ، قطعه‏هاى آتش را مى‏پوشند، و پس از آنكه در دنيا با همسران خود هم‏آغوش بودند، اينك در دوزخ با شيطانها هم‏آغوش هستند.

نيايش‏هاى فاطمه زهرا(س)

فاطمه‏ ى زهرا عليهاالسلام در كنار نماز و ركوع و سجود طولانيش، به دعا و نيايش مى‏پرداخت و در اين ميدان عارفانه، به قدرى پيش مى‏رفت، كه گويا همه‏ى چيزها و نهانها براى او پيدا بود، وى مى‏توانست با مأمورين آسمانى كه از ديد ديگران نامريى و ناپيدا بودند، مذاكره و گفتگو كند و ناديده‏ها را ببيند، و به جايى رسد كه بين خالق و مخلوق پرده‏ها و حاجبها بى‏معنى باشد.
او از طريق دعا و نيايش، با نگرشى به درون خود توانست تمام اميال و شهوات مادى را كنار زند و با تجلى روح ملكوتى به قله‏ى كمال، پرواز كند و با رسيدن به كمال مطلق، عالم خلقت را با «آيت بِاِذنى» به تسخير خود درآورد و آنگاه همه چيز و همه جا به تصرف فاطمه عليهاالسلام درآيد.
اگر فاطمه عليهاالسلام توانست ملائكه و مأمورين آسمانى را به خدمت استخدام كند و خازن بهشتى و جبرئيل و ميكائيل را به مأموريتها وادارد، و تصرفات و تحولات محيرالعقول در جهان پديدار سازد و از طريق چادر پاره‏پاره‏ى پرفروغش خانه‏هاى يهود را منور ساخته و دهها پيروان مذاهب ديگر را به صراط مستقيم اسلام هدايت نمايد و... همگى از همين مقوله سرچشمه مى‏گيرد. (1)

ابن‏عباس مى‏گويد: فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام، دو ركعت نماز خواند و با خداى خود به راز و نياز پرداخت، سپس دستهايش را به سوى آسمان بلند كرده و چنين معروض داشت: اى خدا و مولايم! تو را به حق محمد و على و حسن و حسينم، همچنانچه براى بنى‏اسرائيل مائده نازل فرمودى. براى ما نيز مائده بفرست.
ابن‏عباس مى‏گويد: هنوز دعاى فاطمه عليهاالسلام به پايان نرسيده بود كه طبقى پر از طعام بهشتى نازل شد...(2)

دعاى نور


حضرت فاطمه عليهاالسلام دعاهاى زيادى مى‏خواند و به اصحاب و ياران مخصوص پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله برخى از آنها را تعليم فرمود، كه در كتابهاى ادعيه آمده است، ولى در ميان آنها دعايى بسيار با بركت و آثار خير، كه آن را به حضرت سلمان سفارش فرمودند و افزودند كه آن را بيشتر بخواند و فرمودند از جمله آثار آن اين است كه: تو را تب نمى‏گيرد و سعى كن بر خواندن آن مداومت نمايى...
حضرت سلمان مى‏گويد: سوگند به خدا كه آن را به بيش از هزار نفر آموختم كه در تب و بيمارى مى‏سوختند و به بركت دعاى آن حضرت همگى شفا يافتند. اينك متن آن دعا را براى خوانندگان عزيز ترسيم مى‏نماييم:
بسم اللَّه الرحمن الرحيم، بسم اللَّه النور، بسم اللَّه نور النور، بسم اللَّه نور على نور، بسم اللَّه الذى هو مدبر الامور، بسم اللَّه الذى خلق النور من النور، الحمدللَّه الذى خلق النور من النور، و انزل النور على الطور، فى كتاب مسطور، فى رق منشور، بقدر مقدور، على نبى محبور، الحمدللَّه الذى هو بالعز مذكور، و بالفخر مشهور، و على السراء و الضراء مشكور، و صلى اللَّه على سيدنا محمد و آله الطاهرين.(3)
و بالاخره حضرت فاطمه عليهاالسلام آن قدر دعا كرد و در برابرش از منافقين و مهاجمين به دودمانش مصيبت ديد كه دعاى نهايى عَجِّلْ وَفاتى سر داد و شيفتگانش را به عزاى خود مبتلا ساخت.

پی نوشت ها


1ـ در اين زمينه به كتاب تجليات ولايت به قلم نگارنده كه در ولايت تكوينى چهارده معصوم نگارش يافته مراجعه فرماييد.
2ـ عوالم، ج 11، ص 235: صلت ركعتين ثم رفعت باطن كفيها الى السماء و قالت: الهى و سيدى! هذا محمد نبيك و هذا على ابن عم نبيك و هذان الحسن والحسين سبطا نبيك، الهى انزل علينا مائدة من السّماء كما انزلتها على بنى‏اسرائيل، اكلوا منها و كفروا بها، اللهم انزله علينا فانّا به مؤمنون: قال ابن‏عبّاس: واللَّه ما استتمت الدعوة فاذا بصحفه من ورائها.
3ـ منتهى‏الامال، ص 134- بحارالانوار، ج 43، ص 67.

نيايش‏هاى فاطمه زهرا(س)

فاطمه‏ ى زهرا عليهاالسلام در كنار نماز و ركوع و سجود طولانيش، به دعا و نيايش مى‏پرداخت و در اين ميدان عارفانه، به قدرى پيش مى‏رفت، كه گويا همه‏ى چيزها و نهانها براى او پيدا بود، وى مى‏توانست با مأمورين آسمانى كه از ديد ديگران نامريى و ناپيدا بودند، مذاكره و گفتگو كند و ناديده‏ها را ببيند، و به جايى رسد كه بين خالق و مخلوق پرده‏ها و حاجبها بى‏معنى باشد.
او از طريق دعا و نيايش، با نگرشى به درون خود توانست تمام اميال و شهوات مادى را كنار زند و با تجلى روح ملكوتى به قله‏ى كمال، پرواز كند و با رسيدن به كمال مطلق، عالم خلقت را با «آيت بِاِذنى» به تسخير خود درآورد و آنگاه همه چيز و همه جا به تصرف فاطمه عليهاالسلام درآيد.
اگر فاطمه عليهاالسلام توانست ملائكه و مأمورين آسمانى را به خدمت استخدام كند و خازن بهشتى و جبرئيل و ميكائيل را به مأموريتها وادارد، و تصرفات و تحولات محيرالعقول در جهان پديدار سازد و از طريق چادر پاره‏پاره‏ى پرفروغش خانه‏هاى يهود را منور ساخته و دهها پيروان مذاهب ديگر را به صراط مستقيم اسلام هدايت نمايد و... همگى از همين مقوله سرچشمه مى‏گيرد. (1)

ابن‏عباس مى‏گويد: فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام، دو ركعت نماز خواند و با خداى خود به راز و نياز پرداخت، سپس دستهايش را به سوى آسمان بلند كرده و چنين معروض داشت: اى خدا و مولايم! تو را به حق محمد و على و حسن و حسينم، همچنانچه براى بنى‏اسرائيل مائده نازل فرمودى. براى ما نيز مائده بفرست.
ابن‏عباس مى‏گويد: هنوز دعاى فاطمه عليهاالسلام به پايان نرسيده بود كه طبقى پر از طعام بهشتى نازل شد...(2)

دعاى نور


حضرت فاطمه عليهاالسلام دعاهاى زيادى مى‏خواند و به اصحاب و ياران مخصوص پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله برخى از آنها را تعليم فرمود، كه در كتابهاى ادعيه آمده است، ولى در ميان آنها دعايى بسيار با بركت و آثار خير، كه آن را به حضرت سلمان سفارش فرمودند و افزودند كه آن را بيشتر بخواند و فرمودند از جمله آثار آن اين است كه: تو را تب نمى‏گيرد و سعى كن بر خواندن آن مداومت نمايى...
حضرت سلمان مى‏گويد: سوگند به خدا كه آن را به بيش از هزار نفر آموختم كه در تب و بيمارى مى‏سوختند و به بركت دعاى آن حضرت همگى شفا يافتند. اينك متن آن دعا را براى خوانندگان عزيز ترسيم مى‏نماييم:
بسم اللَّه الرحمن الرحيم، بسم اللَّه النور، بسم اللَّه نور النور، بسم اللَّه نور على نور، بسم اللَّه الذى هو مدبر الامور، بسم اللَّه الذى خلق النور من النور، الحمدللَّه الذى خلق النور من النور، و انزل النور على الطور، فى كتاب مسطور، فى رق منشور، بقدر مقدور، على نبى محبور، الحمدللَّه الذى هو بالعز مذكور، و بالفخر مشهور، و على السراء و الضراء مشكور، و صلى اللَّه على سيدنا محمد و آله الطاهرين.(3)
و بالاخره حضرت فاطمه عليهاالسلام آن قدر دعا كرد و در برابرش از منافقين و مهاجمين به دودمانش مصيبت ديد كه دعاى نهايى عَجِّلْ وَفاتى سر داد و شيفتگانش را به عزاى خود مبتلا ساخت.

پی نوشت ها


1ـ در اين زمينه به كتاب تجليات ولايت به قلم نگارنده كه در ولايت تكوينى چهارده معصوم نگارش يافته مراجعه فرماييد.
2ـ عوالم، ج 11، ص 235: صلت ركعتين ثم رفعت باطن كفيها الى السماء و قالت: الهى و سيدى! هذا محمد نبيك و هذا على ابن عم نبيك و هذان الحسن والحسين سبطا نبيك، الهى انزل علينا مائدة من السّماء كما انزلتها على بنى‏اسرائيل، اكلوا منها و كفروا بها، اللهم انزله علينا فانّا به مؤمنون: قال ابن‏عبّاس: واللَّه ما استتمت الدعوة فاذا بصحفه من ورائها.
3ـ منتهى‏الامال، ص 134- بحارالانوار، ج 43، ص 67.


گردنبند با بركت حضرت زهرا (س)

حضرت امام صادق عليه‏السلام از طريق پدرش از جابر بن عبداللَّه انصارى نقل مى‏كند كه بعد از خواندن نماز عصر در كنار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نشسته بوديم ناگه پيرمردى وارد شد و عرض كرد: يا رسول‏اللَّه! گرسنه‏ام سيرم كن، عريانم بپوشان، فقيرم كمكم كن.

پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: برادر عرب! من چيزى در اختيار ندارم كه تو را كمك كنم، ولى تو را به سراغ كسى مى‏فرستم كه خدا و پيامبر را دوست دارد و خدا و پيامبر نيز او را دوست دارند، او كسى است كه با مال و جان ايثار مى‏كند.(1)

هم‏اكنون برو به سراغ خانه‏ى فاطمه... عرب به همراه بلال به منزل فاطمه عليهاالسلام رفت، (در اين تاريخ منزل او در كنار خانه‏ى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بود) بعد از سلام و مدح اهل‏بيت وضع خود و ديدار با پيامبر را به اطلاع آن بانو رسانيد. (در اين حديث آمده است كه فاطمه و على عليهم‏السلام مانند خود پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله سه روز بود كه گرسنه بودند و چيزى در اختيار نداشتند، و پيامبر الهى آگاهانه از اين وضع، مرد عرب را به سراغ فاطمه عليهاالسلام فرستاد) حضرت زهرا عليهاالسلام نخست پوستى كه بر روى آن مى‏خوابيدند به عرب داد و گفت جز اين در خانه چيزى نداريم، ولى عرب آن را نگرفت و پس داد.

سپس فاطمه عليهاالسلام دست به گردنبند برد كه يادگار و هديه دختر حمزه سيدالشهداء بود، آن را به عرب داد و فرمود: بگير، آن را بفروش مشكل خود را برطرف كن. عرب گردنبند را گرفت و شادمان خانه اميدش را ترك گفت و به حضور پيامبر صلى اللَّه عليه و آله رسيد و پس از سخنانى سرانجام عمار ياسر آن را خريد و در عوض بيست دينار و دويست درهم، يك دست لباس و يك رأس مركب داد و اعرابى فقير را خوشحال نمود... عمار گردنبند را به خانه آورد، آن را به عطر معطر ساخت و در برد يمانى گذاشت و تحويل غلامش داد و فرمود: «غلام! اين گردنبند را به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله تحويل ده، تو را نيز به آن حضرت بخشيدم.»

غلام به حضور پيامبر صلى اللَّه عليه و آله رسيد و جريان را به عرض آن بزرگوار رسانيد، رسول خدا نيز فرمود: همين گردنبند را به فاطمه عليهاالسلام برسان و تو را به فاطمه بخشيدم. غلام به در خانه فاطمه عليهاالسلام آمد و پس از عرض ادب و سلام گفت: اى دختر پيامبر اين گردنبند را پدرت مرحمت كرد و مرا به تو بخشيد.
فاطمه عليهاالسلام گردنبند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد كرد. در اين هنگام غلام خنديد و گفت: چه گردنبند بابركتى؟! گرسنه را سير كرد، عريان را پوشاند، فقيرى را غنى ساخت، برده‏اى را آزاد كرد و خود به صاحب اصليش برگشت. (2)

پی نوشت ها


1ـ يؤثر اللَّه على نفسه.
2ـ بحارالانوار، ج 43، ص 56، ح 50- جلاءالعيون شبر، ج 1، ص 144- عوالم، ج 11، ص 184.

ايثار و بخشش در شب عروسى

اميرالمؤمنين على عليه‏السلام زره خود را فروخت و پول آن را از بابت مهريه زهرا عليهم‏السلام به خدمت رسول خدا تقديم داشت و پيامبر بزرگوار اسلام نيز پولها را در اختيار چند نفر از اصحاب خود قرار داده و سفارش فرمودند: «براى فاطمه جهيزيه فراهم كنند...»

از جمله خريدها بدين منظور، پيراهن عروسى بود كه به هفت درهم خريدارى شده بود و زهرا آن را در شب عروسى به تن كرده و در حال رفتن به خانه شوهر بود....
در حالى كه سلمان افسار مركب فاطمه عليهاالسلام را در دست داشت و آرام آرام رو به سوى خانه استيجارى كه در كنار مدينه قرار گرفته بود مى‏رفتند، ناگهان كنيزى به دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله سلام كرد و از مشكلات خود سخن گفت و براى رفع نيازش از آن بانوى گرامى اسلام درخواست كمك نمود...

فاطمه عليهاالسلام به زنانى كه دور او را گرفته بودند فرمودند: كمى آرام باشيد و اطراف مرا مراقبت كنيد و خود از مركب پايين آمد و در ميان كاروان زنان كه مانند نگين او را محاصره كرده بودند، پيرهن تازه را از تنش درآورد و آن را به كنيز سائل بخشيد و خود لباس كهنه پوشيد و حركت به سوى خانه بخت را از سرگرفت...
شب زفاف به پايان رسيد. رسول خدا همراه با كاسه‏اى شير به ديدار دختر و داماد شتافت، در حالى كه صبحانه ميل مى‏كردند، رسول خدا فاطمه عليهاالسلام را تماشا مى‏كرد، در اين حال پيامبر صلى اللَّه عليه و آله متوجه شد كه دخترش زهرا لباس كهنه بر تن دارد، با تعجب پرسيد: دخترم! چرا لباس نو نپوشيده‏اى؟

فاطمه: پدر جان! ديشب آن را به كنيزى بخشيدم كه نيازمندش بود.
رسول خدا: عزيزم! مناسب بود براى مراعات حال داماد، لباس نو را براى خود نگه مى‏داشتى. فاطمه: پدرجان! اين درس را از قرآن آموخته‏ام كه مى‏فرمايد: «در احسان كردن پيوسته چيز مطلوب و مورد علاقه‏تان را احسان كنيد.(1)
علاوه بر اين، شما نيز هميشه چنين مى‏كرديد...

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ديگر سخنى نگفت، ولى گويا از درون خود به دخترش عشق مى‏ورزيد و از چنين ايمان و ايثارگرى او به خود مى‏باليد.(2)
شب عروسى براى هر عروس و دامادى خاطره‏آميز و بسيار حساس است. زيبايى و آراستگى عروس در چنين شبى در افكار و عشق و علاقه‏ى آتى داماد مؤثر مى‏باشد و به عنوان پايه و اساس زندگى مشتركشان به حساب مى‏آيد، ولى فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام با در نظر گرفتن همه‏ى اين مسائل، تنها پيرهن تازه‏اش را به سائل مى‏بخشد و خود پيرهن كهنه مى‏پوشد.

پی نوشت ها


1ـ آل‏ عمران/ 92: لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون.
2ـ عوالم، ج 11، ص 210.

يا زهرا آيا من از شيعيان شما هستم!؟

يا زهرا آيا من از شيعيان شما هستم!؟ مردى زنش را به خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام فرستاده و اين پرسش را سؤال نمود: «آيا من از شيعيان شما هستم يا نه؟»
حضرت جواب داد: «اگر تو به دستورات و گفته‏هاى ما عمل مى‏كنى و از آنچه تو را ممنوع كرده‏ايم ترك مى‏نمايى، شيعه ما هستى وگرنه، نه.(1)
زن چون اين پيام را به شوهرش رسانيد، او شروع به گريه و ناله كرد و گفت: چه كسى از اين همه گناهان دورى مى‏كند؟ من كه چنين نيستم. بنابراين هميشه در آتش جهنم خواهم بود زيرا كسى كه شيعه اهل‏بيت نباشد طعمه ابدى آتش قهر خدا خواهد بود. (2)

زن، چون مرد خود را بسيار پريشان ديد، دوباره به خدمت فاطمه عليهاالسلام برگشته و واكنش شوهرش را در برابر جواب آن حضرت، به اطلاع بى‏بى رسانيد. فاطمه عليهاالسلام دوباره پيغام داد: به او بگو چنين فكر نكن، شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشت خواهند بود و دوستان ما نيز كه به مقام شيعه بودن نمى‏رسند، هميشه در آتش دوزخ نخواهند بود. گناهان آنان در اثر گرفتارى به بلاها و بيماريها در دنيا محو مى‏شود. بقاياى گناهانشان نيز در عرصه‏ى محشر- در اثر ترس و وحشت از آن صحنه- كم مى‏گردد و سپس در طبقات بالاى آتش جهنم نيز با عذاب محدود الهى پاك مى‏شوند، آنگاه با محبت و شفاعت ما نجات پيدا مى‏كنند. (3)

قابل توجه است كه فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام پناه و مرجع فكرى و مذهبى مسلمانان بود، حتى مسلمانان مرد نيز، كه نسبت به اهل‏بيت نزديك بودند، همچون زنان مسلمان به محضر فاطمه عليهاالسلام شتافته و از حوزه‏ى علمى آن يادگار رسول خدا كسب فيض مى‏كردند و از اين طريق احاديث و رواياتى را از آن بزرگوار به ديگران انتقال مى‏دادند، كه سلمان، ابوذر، مقداد و... از اين گروه بودند، و ما برخى سخنان سلمان را، در بحثهاى گذشته، از آن حضرت نقل نموديم.

علاوه بر اينها، سخنان دُرربار آن حضرت در جمع مهاجرين و انصار در مسجد رسول خدا و خطابه‏هاى آتشين وى در كنار زنان مدينه كه به عيادتش شتافته بودند و همچنين احتياجات ارزشمند و دشمن‏شكن آن شفيعه‏ى روز جزا، همه و همه، نشان آموزش و پرورش آن حضرت به حساب مى‏آيد، كه باعث بيدارى و هدايت مؤمنين و خوار و زبونى منافقين و غاصبين خلافت مى‏گرديد.

پی نوشت ها


1ـ ان كنت تعمل بما امرناك و تنهى عمّا زجرناك عنه فانت من شيعتنا و الا فلا. »
2ـ يا ويلى و من ينفك من الذنوب والخطايا، فانا اذا خالد فى النار، فانّ من ليس من شيعتهم فهو مخلد فى النّار.
3ـ بحارالانوار، ج 68، ص 155.

برترى علم فاطمه زهرا(س) بر تمام اصحاب پيامبر

عن علىٍّ عليه‏السلام قال: كنا عند رسول‏اللَّه (ص) فقال: اخبرونى اى شى‏ءٍ خير للنساء؟ فعيينا بذلك كلنا حتى تفرقنا، فرجعت الى فاطمة عليهاالسلام فاخبرتها بالذى قال لنا رسول‏اللَّه (ص) و ليس احدٌ منا علمه و لاعرفه. فقالت: ولكنى اعرفه: خير للنساء ان لايرين الرجال و لا يراهن الرجال، فرجعت الى رسول‏اللَّه (ص) فقلت: يا رسول‏اللَّه (ص) سألتنا: اى شى‏ءٍ خيرٌ للنساء؟ خير لهن ان لايرين الرجال و لا يراهن الرجال، فقال (ص): من اخبرك فلم تعلمه و انت عندى؟! فقلت: فاطمة، فاعجب ذلك رسول‏اللَّه (ص) و قال: ان فاطمة بضعة منّى.(1)

على عليه‏السلام مى‏فرمايند: ما در حضور پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله نشسته بوديم، حضرت سؤالى را مطرح كردند ولى كسى جواب آن را نداشت و آن اين بود كه: «چه چيزى براى زنان خوب است؟»
چون من به خانه مراجعت نمودم، قضيه را به اطلاع فاطمه عليهاالسلام رساندم، آن بانوى عزيز فرمودند: من جوابش را مى‏دانم و آن اينكه: «زنان مردان را نبينند و مردها زنان را» على عليه‏السلام مى‏فرمايند چون من اين جواب را از فاطمه عليهاالسلام شنيدم، به حضور پيامبر رسيده و عرض كردم: يا رسول‏اللَّه شما سؤالى فرموديد كه: «چه چيز براى زنان خوب است؟» اينك من جواب آن را مى‏گويم و آن اينكه: «زنان مردان را نبينند و مردها زنان را».


پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: يا على! تو هنگامى كه در نزد من بودى جواب اين سؤال را ندانستى. على عليه‏السلام مى‏گويد؛ جواب دادم: «من از فاطمه عليهاالسلام ياد گرفتم.» رسول خدا با تعجب فراوان از آگاهى فاطمه عليهاالسلام فرمودند: فاطمه عليهاالسلام پاره‏ى تن من است.
اين حديث به صراحت اعلان مى‏دارد كه علم و آگاهى فاطمه عليهاالسلام از تمام اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بيشتر بود، حتى اميرالمؤمنين على عليه‏السلام نيز با آن همه توانايى علمى هرچند در مسأله بالخصوص، در برابر علم فاطمه عليهاالسلام زانو زده و از او جواب اين پرسش را آموخته است، تا جايى كه اين مهم، باعث تعجب پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله نيز گرديده است.


اگر چه ما معتقديم كه اميرالمؤمنين در تمام زمينه‏ها بر تمام انسانها، جز پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، برترى دارند. (در اين مورد به كتاب آفتاب ولايت به قلم نگارنده مراجعه فرماييد).


شبيه اين موضوع حديث ديگرى است از اميرالمؤمنين كه مى‏فرمايند:
رسول خدا از اصحابش سؤال كردند: «زن چيست؟» گفتند: «عورت است،» سؤال دوم را مطرح كردند كه: «زن چه زمانى به خدا نزديكتر مى‏گردد؟» كسى جواب آن را نداشت. اما چون فاطمه عليهاالسلام اين سؤال را شنيد، بى‏درنگ فرمود: «آن هنگامى است كه زن در داخل خانه‏اش بنشيند.» پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله چون اين جواب را شنيدند فرمودند: «فاطمه پاره‏ى تن من است.(2)

پی نوشت ها


1ـ وسائل‏الشيعه، ج 14، ص 43، ح 7، عوالم، ج 11، ص 179، بحار، ج 43، ص 54.
2ـ بحارالانوار، ج 43، ص 92: «سأل رسول‏اللَّه اصحابه عن المرأة ماهى؟ قالوا عورة، قال فمتى تكون ادنى من ربّها؟ فلم يدروا فلمّا سمعت فاطمة ذلك قالت: ادنى ماتكون من ربّها ان تلزم قعر بيتها، فقال رسول‏اللَّه: انّ فاطمة بضعة منّى. »

فاطمه زهرا (عليهاالسلام) الگوى مبارزه سياسى زن امروز


فرزانه نيكوبرش راد (1)

چكيده

عملكرد سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام در دفاع از حريم ولايت، پس از دوران رحلت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تا زمان شهادت ايشان، از فرازهاى مهم تاريخ اسلام است كه در اين مقاله، نحوه مبارزات و برخوردهاى حضرت زهرا عليهاالسلام با غاصبان خلافت و شيوه‏هاى سياسى اتخاذ شده براى رسيدن به هدف، با محور دفاع از ولايت و امامت مورد بررسى قرار گرفته‏اند.

مقدّمه

گرايش به الگو و پى‏روى از مُد نياز بشرى است كه در جهت كمال‏گرايى و تكامل‏طلبى به طور فطرى در درون انسان‏ها نهاده شده است و علم امروز آن را «همانندسازى» مى‏نامد. از اين‏رو، مشاهده مى‏كنيم كه نياز به الگو و الگودهى به نسل‏ها، در آموزه‏هاى دينى به طور آشكار مورد توجه قرار گرفته است و قرآن به صراحت، به معرفى الگوها و اسوه‏هاى «مثبت» و «منفى» مى‏پردازد؛ و اسوه‏هاى مثبت ثابتى را مطرح مى‏كند كه در تمام عصرها و براى همه نسل‏ها قابل اتّكا و پى‏روى در عمل هستند.

در معرفى الگو، آن نوع رفتارهاى اجتماعى به عنوان «مدل» يا «راهنماى عملى» مدّ نظر قرار مى‏گيرند(2) كه از ديدگاه اسلام، در قرآن و روايات (آموزه‏هاى دينى پيامبر و اهل بيت عليهم‏السلام ) به عنوان نمونه و الگوى عملى معرفى شده‏اند. رمز ماندگارى الگوها(3) «زنده بودن تفكر و انديشه الگوهاى مطرح شده»، «همسويى سيره و سخن آنان با فطرت انسان‏ها»، «يكسان‏بينى جهان‏بينى و آرمان‏ها» و «شناخت پيروان آنان» قابل توجه و حايز اهميت است. هر قدر اين شناخت وسيع‏تر و عميق‏تر باشد بهتر مى‏توان محتواى پيام و گفتار و رفتار آنان را به دست آورد و از آن‏ها در جهت رسيدن به سعادت و تكامل و تحقق ارزش‏هاى فطرى و الهى بهره برد.

شناخت و معرفت نسبت به الگوهاى شايسته، مانع از هدر رفتن يگانه سرمايه آن‏ها (عمر) مى‏شود. از اين‏رو، امام خمينى رحمه‏الله با تأسّى به الگوهاى عملى در اسلام مى‏فرمايد: «ما بايد سرمشق از اين خاندان [خاندان پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ] بگيريم؛ بانوان ما از بانوانشان و مردان از مردانشان، بلكه همه از همه آن‏ها. الگوى حضرت زهرا عليهاالسلام الگوى پيغمبر است.»(4) اما رسالت و تكليف بر شناخت معصومان عليهم‏السلام ، ما را بر آن مى‏دارد كه عملكرد آن‏ها را مورد بررسى قرار دهيم. با توجه به اينكه حضرت زهرا عليهاالسلام الگوى عملى و عينى براى زنان مسلمان است كه مى‏تواند در همه زمينه‏ها سرمشق نسل امروز و فردا قرار گيرد، در اين مقاله، به اختصار به ابعاد سياسى زندگى حضرت فاطمه عليهاالسلام و مبارزات ايشان در دفاع از حريم ولايت و امامت مى‏پردازيم.

مبارزه‏اى كه ريحانه نبى در حسّاس‏ترين دوران آغاز كرد، از زمان آغازين انحراف جامعه پس از رحلت نبى اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، به عنوان مهم‏ترين و محورى‏ترين حركت سياسى جامعه محسوب مى‏شد. هنگامى كه او تعدّى غاصبان خلافت را به حريم ولايت و امامت ديد، با تمام قوا و با روش‏هاى خود، براى دفاع از اين حريم وارد عرصه فعاليت‏هاى سياسى شد و در طول 75 روز (و به قولى 95 روز) همچون پروانه وجود خويش را براى تثبيت امامت، فداى ولايت كرد. امام خمينى رحمه‏الله در بيان عملكرد آن حضرت و درك عظمت آن حضرت چه زيبا فرمودند:

«زنى كه هر كس با هر بينش، درباره او گفتارى دارد و از عهده ستايش او نيز برنيامده. احاديثى را كه از خاندان وحى رسيده به اندازه فهم مستمعان بوده و دريا را در كوزه‏اى نتوان گنجاند و ديگران هر چه گفته‏اند به مقدار فهم خود بوده، نه به اندازه مرتبت او ...»(5)

 

جايگاه سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام

 

كانون تربيت سياسى فاطمه زهرا عليهاالسلام

تولّد فاطمه زهرا عليهاالسلام در دوران جاهليت و شيوه رفتار پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با اين انسان الهى از ابتدا يك امر سياسى (تكليف الهى) بود. او در كانون سياست و بحران‏هاى جامعه رشد مى‏كرد و تربيت مى‏يافت و همراه با تحوّلات و بحران‏ها، درس مى‏آموخت و شيوه‏هاى حضور در صحنه را عملاً آموزش مى‏ديد. رسالت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله زدودن خرافات جاهليت و معرفى جايگاه شامخ زن در آفرينش بود و رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در رفتار خود با فاطمه زهرا عليهاالسلام ، سعى داشت نگرش جامعه را به سوى زن از ابعاد شهوانى لهو و لعب، به ابعاد ملكوتى و ظرافت‏هاى روحى و نقش تربيتى و مديريتى زن تغيير دهد.

مقام و موقعيت ممتاز حضرت فاطمه عليهاالسلام و تثبيت جايگاه محكم او در انجام رسالت الهى به‏گونه‏اى بود كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در موقعيت‏هاى گوناگون، همواره بر دستان فاطمه زهرا عليهاالسلام بوسه مى‏زد؛ هرگاه صديقه مرضيه در جمعى وارد مى‏شد كه پيامبر در آن ميان بودند، به احترام آن حضرت از جاى خويش بلند مى‏شدند و او را در جايگاه خود مى‏نشاندند؛(6) هنگام خروج از مدينه، از آخرين فردى كه خداحافظى مى‏كردند فاطمه عليهاالسلام بود و هنگام ورود به شهر هم به ديدار اولين كسى كه مى‏شتافتند باز هم راضيه مرضيه عليهاالسلام بود.(7)

مشروعيت بازيگران سياسى

مشروعيت بازيگران و رهبران سياسى در هر جامعه‏اى مستلزم پيش‏نيازهايى است تا مردم جامعه با توجه به عملكردها و رفتار رهبران سياسى مشروع و مقبول جامعه، نسبت به افراد جديد، شناخت و آگاهى لازم را به دست آورند و بتوانند نسبت به شخصيت‏هاى تازه وارد در امور سياسى و اجتماعى جامعه و مشاركت آنان آگاهى كسب كنند و شخصيت‏هاى جديد را به عنوان رهبران آينده جامعه بشناسند. در صحنه سياسى جامعه عرب جاهلى، پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با كردار، گفتار و عمل خويش در مورد خاندان نبوّت و امامت حضرت على و فرزندانش و نقش فاطمه زهرا عليهاالسلام (8) در ارتباط با نبوّت و امامت و رضايت الهى، شناخت‏هاى لازم را به جامعه مى‏دادند و در كلام و گفتار خود، مواضع اهل بيت عليهم‏السلام را با عبارت‏هاى گوناگون تحكيم مى‏كردند. پيامبر در طول دوران رسالت خود، براى رشد و استقلال فرهنگى مردم تلاش و كوشش بسيار كردند تا جامعه را نسبت به آينده آگاه سازند.

از سوى ديگر، پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در زمينه مسئوليت و رهبرى زنان، راضيه مرضيه عليهاالسلام را براى پذيرش اين رسالت الهى تربيت كردند. فاطمه زهرا عليهاالسلام اولين درس را در بحرانى‏ترين شرايط سياسى و اقتصادى ـ يعنى در محاصره «شعب ابى‏طالب» آموخت(9) و به تدريج، با علم لدنّى كه داشت، مجالس بحث و وعظ و درس‏هاى تفسير و احكام در مدينه براى بانوان جامعه داير كرد.(10)

پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با سخنان گهربار خود درباره جايگاه فاطمه زهرا عليهاالسلام نزد خدا،(11) نزد آن حضرت(12) و جامعه، در شيوه‏هاى برخورد با فاطمه زهرا عليهاالسلام ، ازدواج با حضرت على عليه‏السلام ،(13) ماجراى مباهله با مسيحيان نجران و حضور حضرت زهرا عليهاالسلام در آن جمع،(14) محدودكردن دايره اهل بيت عليهم‏السلام (15) و اشخاص آن، با احاديث گوناگون، مانند حديث «كساء»،(16) «سفينه نوح»،(17) «ثقلين»(18) و ماجراى غدير خم،(19) رسالت خود را به پايان رساندند و جامعه را براى پذيرش امامت حضرت على عليه‏السلام آماده ساختند.

اما متأسفانه جاهليت چنان در تار و پود جامعه ريشه دوانده بود كه پس از رحلت ايشان، در ماجراى «سقيفه بنى ساعده» در فضاى آكنده از اندوه و غم و ماتم رحلت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، بازيگران سياسى چنان جوّ را تغيير دادند و سريع عمل كردند كه مقام خلافت را، كه حق مسلّم حضرت على عليه‏السلام بود، غصب كردند.(20) انحراف و تخريب افكار عمومى و جنگ قدرت از كودتاى «سقيفه بنى ساعده» آغاز شد. جامعه اسلامى نيز كه حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در طول دوران نبوّت خود، ساختار آن را پى‏ريزى كرده بودند، با حركت كودتاگران سقيفه و زنده كردن ارزش‏هاى جاهلى و روحيه ناسيوناليستى و سكوت ياران سُست‏اراده و فرصت‏طلبان دچار انحراف شد.

حضرت زهرا عليهاالسلام هم، كه در بطن مسائل سياسى جامعه و بحران‏ها رشد كرده و تربيت يافته بود و رسالت دفاع از حق و حقيقت را بر عهده داشت، با بصيرت و آگاهى عميق نسبت به توطئه‏اى كه مسير امامت را منحرف ساخته بود، هشيارانه وارد عرصه جامعه شد و به صورت يك سياست‏مدار آگاه و مدافع حريم امامت، در صحنه جامعه حضور جدّى و فعال يافت و رهبرى دفاع از امامت را برعهده گرفت.(21) او زنى است تربيت‏شده الهى و پيامبر زمان خود. پذيرش رهبرى امام على عليه‏السلام از سوى يك زن، با تفكر موجود جاهلى نسبت به زن تضاد داشت؛ اما از سوى ديگر، با پيش‏ذهنيت‏هايى كه پيامبر گرامى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله درباره حضرت زهرا عليهاالسلام در جامعه ايجاد كرده بودند، كاملاً همخوانى داشت و هنوز وجود گوهر گران‏قدرى همچون فاطمه زهرا عليهاالسلام به عنوان قوى‏ترين ركن سياسى جامعه براى تشخيص و شناخت حق از باطل مطرح بود.

دخت گرامى حضرت رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به خاطر بيدارى جامعه و آگاهى مردم در انحراف آغازين خود، فعاليت‏هاى سياسى خود را آغاز نمود. بررسى فعاليت‏ها و روش‏هايى كه فاطمه زهرا عليهاالسلام اتخاذ كرد، نمونه‏اى است كه نشان مى‏دهد اسلام مى‏خواهد افراد جامعه، اعم از زن و مرد، هميشه نسبت به مسائل جامعه‏اى كه در آن زندگى مى‏كنند، آگاهى و شناخت لازم داشته باشند تا بتوانند در امور سياسى جامعه مشاركت كنند و حضرت صديقه طاهره عليهاالسلام ، سدشكنِ تفكر غلط جاهليّت نسبت به زن بود كه با تمام وجود، سرشار از عشق الهى و رسالت نبى، دفاع از امامت و ولايت را رهبرى كرد.

روش‏هاى مبارزه سياسى حضرت زهرا عليهاالسلام

الف. تهديد غاصبان خلافت

پس از رحلت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هنگامى كه حضرت على عليه‏السلام در حال غسل و كفن و دفن پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بود، بعضى از بازيگران سياسى با مسموم كردن جوّ، در «سقيفه بنى ساعده» خلافت را غصب كردند(22) و خليفه‏اى را بر خلاف حديث غدير خم و خط مشى پيامبر و رسالت الهى انتخاب نمودند. عده‏اى از بازيگران سياسى براى مشروعيت بخشيدن به خليفه وقت و مقبوليت خلافت غصب شده و بر حق نشان دادن آن و سرپوش گذاردن بر مسير انحرافى، بيعت گرفتن از خليفه ذى حق را عَلَم كردند و براى بيعت گرفتن از حضرت على عليه‏السلام به در خانه فاطمه عليهاالسلام آمدند، ولى با امتناع حضرت فاطمه عليهاالسلام در گشودن در مواجه شدند. به همين دليل، دَرِ خانه او را به آتش كشيدند،(23) فاطمه عليهاالسلام را مورد هجوم قرار دادند(24) و او از شدت درد بى‏هوش شد و فرزند خود را سقط كرد. آنان حضرت على عليه‏السلام را براى بيعت گرفتن با خليفه وقت به مسجد بردند. زمانى كه حضرت فاطمه عليهاالسلام به هوش آمد، سراغ امام بر حق، على عليه‏السلام ، را گرفت. وقتى متوجه شد كه او را به مسجد برده‏اند، بلافاصله دست فرزندان خردسالش حسن و حسين عليهماالسلام را گرفت و به مسجد رفت.(25) هنوز مردم عوام جامعه و مهاجران و انصار برخوردهاى باكرامت و بزرگوارانه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با فاطمه زهرا عليهاالسلام و سخنان پيامبر را نسبت به دخت گرامى‏اش از ياد نبرده بودند و احترام و تكريم خود را نسبت به فاطمه زهرا عليهاالسلام در باطن ضمير خويش در نظر داشتند. وقتى كه فاطمه زهرا عليهاالسلام به مسجد رفت و غاصبان خلافت را تهديد كرد كه اكنون خدا را به يارى مى‏طلبم، با تهديد او، غاصبان خلافت تا حدى جا خالى كردند و از بيعت گرفتن با حضرت على عليه‏السلام دست برداشتند و در اين مبارزه، فاطمه زهرا عليهاالسلام با پيروزى به خانه برگشت.(26)

ب. تحت‏ تأثير قرار دادن افكار عمومى جامعه (گريه كردن)

در مرحله ديگر، فاطمه زهرا عليهاالسلام تاكتيك «گريه» را انتخاب كرد(27) و به عنوان يك حربه سياسى از آن بهره برد. صديقه طاهره عليهاالسلام محل گريه خود را مركز اجتماع مسلمانان(28) قرار داده بود؛ بر سر قبر رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، شهداى احد و قبرستان بقيع مى‏رفت و در اين اقدام، همراه كودكان خردسالش (براى تحت تأثير قرار دادن جامعه) و در ساعات شب و روز با ذكر مرثيه‏هايى در فقدان پدر بزرگوار خويش(29) و انحراف امّت پس از رحلت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله سعى مى‏كرد جامعه خفته را بيدار سازد.

ج. سخنرانى (با تكيه بر فدك)

حربه سياسى ديگر، سخنرانى با تكيه بر غصب «فدك» بود(30) كه به دنبال غصب آن توسط خليفه وقت، فاطمه زهرا عليهاالسلام بار ديگر از اين حركت رژيم حاكم به عنوان يك حربه سياسى و فرصت مناسب سياسى براى روشن ساختن اذهان جامعه در غصب خلافت مسلّم حضرت على عليه‏السلام استفاده كرد. در حقيقت، فاطمه زهرا عليهاالسلام به نام غصب حق مالكيت خويش، به اعتراض سياسى و استيضاح حاكم وقت پرداخت و به مسجد رفت و خطبه خواند.(31)

در اين خطبه، چند فراز و نمود خاص وجود دارند. فاطمه زهرا عليهاالسلام در ابتدا، با يادآورى رسالت پيامبر و دفاع از رهبرى و امامت بر حق حضرت على عليه‏السلام و حق مالكيت خويش بر فدك از لحاظ قانون ارث در اسلام، با سازش‏كاران سياسى اتمام حجت كرد. ايشان در فرازى از آن خطبه مى‏فرمايد:

«هان اى مردم! بدانيد من فاطمه‏ام و پدرم محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، انتها و ابتداى كلامم يكى است؛ هرگز آنچه مى‏گويم غلط نبوده و آنچه انجام مى‏دهم ظلم نيست.»(32)

نكته بارز در خطبه حضرت زهرا عليهاالسلام اين است كه آن حضرت با فصاحت و بلاغت خاصى به دفاع از مقام ولايت و امامت حضرت على عليه‏السلام مى‏پردازد. در فرازى از اين خطبه مى‏فرمايد:

«... و چون خداوند پيامبرش را به خانه انبيا فراخواند، جايى كه برگزيدگانش زندگى مى‏كنند، خارهاى نفاقتان سر برون آورد و پوشش دينتان رنگ باخت و صداى سركرده گم‏راهان درآمد و پست‏مهره‏اى ذليل و ناشناخته ظهور كرد و نازپرورده جاهلان مفسد زمزمه سر داد. پس بر دل‏ها و زندگى‏تان سوار شد ... و شما بر حق غضب كرديد...»(33)

دفاع از حريم ولايت توسط يك زن و بذرى كه او در مسجد با سخنان مستدل و منطقى خود كاشت، بعدها در بيعت مردم با حضرت على عليه‏السلام (پس از قتل عثمان) به ثمر نشست.

در فراز ديگرى از اين حركت سياسى، حضرت زهرا عليهاالسلام به دفاع از ارث زن در اسلام مى‏پردازد؛ دفاع از مالكيت بر حق زن. اين حركت بر خلاف راه و رسم موجود در افكار جاهلى بود كه در بعضى از اذهان رسوخ داشت. اما آنچه را اسلام حق مى‏دانست براى فاطمه زهرا عليهاالسلام معيار و محك بود، نه عرف و سنّت‏هاى جاهلى. آن حضرت توانست با حضور در مركز اجتماع مسلمانان و مهم‏ترين مكان معتبر سياسى ـ يعنى مسجد ـ به محاجّه با خليفه وقت بپردازد و او را به استيضاح بكشاند و با رسوايى سياسى حاكمان وقت، تا حد زيادى مشروعيت آنان را زير سؤال برد و رسم‏هاى جاهليت را درهم بشكند(34) و نشان دهد كه هيچ حكومتى نمى‏تواند حق و مال كسى را غصب كند، حتى اگر اين حق متعلّق به يك زن باشد.

د. رايزنى سياسى

حضرت فاطمه عليهاالسلام همچون سياست‏مدارى قهرمان، به تكليف و رسالت الهى خويش عمل مى‏كرد و براى روشن‏ساختن افكار عمومى از انحراف مسير امامت، چهل شبانه‏روز(35) دست حسن و حسين عليهماالسلام را مى‏گرفت و سوار بر مركبى مى‏شد و همراه با حضرت على عليه‏السلام به درِ خانه مهاجر و انصار مى‏رفت تا آن‏ها را نسبت به غفلتى كه دچار آن شده‏اند و انحراف موجود، بيدار سازد و غافلان و راحت‏طلبان را هوشيار سازد. فاطمه زهرا عليهاالسلام در حقيقت، با رايزنى سياسى خود، با ياران رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اتمام حجت مى‏كرد و همچون ديپلماتى آگاه، با حضور خويش سعى مى‏نمود مسير انحراف امّت را روشن سازد و مسير واقعى را كه امامت على عليه‏السلام است و نيز حريم ولايت را روشن و بى‏پيرايه ارائه دهد تا در فرداى قيامت، براى صاحبان زر و زور و تزوير و عافيت‏طلبانى كه فريب خورده‏اند، بهانه‏اى وجود نداشته باشد.

ه. اعتصاب سخن (سكوت سياسى)
در مسير دفاع از حريم ولايت و امامت، فاطمه زهرا عليهاالسلام شيوه مبارزاتى ديگرى را با سكوت خود آغاز كرد، و آن «اعتصاب سخن» با حاكمان وقت بود.(36) صديقه طاهره عليهاالسلام شيوه‏اى سياسى را آغاز كرد كه تداوم‏دهنده تاكتيك‏ها و شيوه‏هاى مبارزاتى قبلى آن حضرت بود. تمامى اين شيوه‏ها در راستاى يكديگر معنا مى‏دهند. آن حضرت با اتخاذ حركت‏هاى سياسى خاص از قبيل گريه در مراكز شلوغ و محل عبور و مرور مسلمانان، حضور در مسجد و مراجعه به خانه‏هاى مهاجر و انصار ـ كه تمامى آن‏ها با حضور قوى آن حضرت در صحنه مبارزات سياسى همراه بودند ـ جامعه را از لحاظ افكار، تحت‏تأثير قرار داد، ولى ناگهان شيوه مبارزه سياسى خود را تغيير داد و سكوت اختيار كرد.ادامه مطلب
ادامه نوشته

زهد و ايثار حضرت زهرا (س)

با توجه به اينكه حب دنيا سرچشمه‏ى همه‏ى گناهان است، چنانكه در حديث معروف نبوى آمده «حب الدنيا رأس كل خطيئة» و همه‏ى تجربيات و مشاهدات ما نيز نشان مى‏دهد كه تمام تجاوزها، جنايتها، ظلمها، و ستمها، دروغها، خيانتها به خاطر همين دلبستگى شديد به مال، مقام و شهوت صورت مى‏گيرد، روشن مى‏شود كه زهد و وارستگى پايه‏ى اصلى تقوا و پاكى و صلاح است.
ولى «زهد» به معنى ترك دنيا و رهبانيت و بيگانگى از اجتماع نيست، بلكه حقيقت زهد همان آزادگى و عدم اسارت در چنگال دنياست.
«زاهد» كسى است كه اگر تمام دنيا را در اختيار داشته باشد دلبسته و وابسته به آن نباشد. اگر يك روز ببيند رضاى خدا در اين است كه از همه‏ى آن چشم بپوشد، به اين معامله حاضر باشد، و از جان و دل بگويد: هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بس.
و اگر يك روز حفظ آزادگى و شرف و ايمان در چشم‏پوشى از مال و جان و زندگى بود فرياد «هيهات منا الذلة» بلند كند.
و به گفته‏ى قرآن مجيد زاهد كسى است كه نه بر گذشته و آنچه از دست داده تأسف بخورد، و نه از آنچه فعلاً در اختيار دارد زياد خوشحال باشد:
(ليكلا تأسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتيكم)(1)

اين بخاطر آن است كه براى آنچه از دست داده‏ايد تأسف نخوريد، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد.
با اين فراز كوتاه به سراغ شخصيت فاطمه عليهاالسلام در اين زمينه از ديدگاه احاديث پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم در كتب ديگران مى‏رويم:
23- ابن‏حجر و ديگران در روايتى از پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم نقل كرده‏اند: او هنگامى كه از سفر بازمى‏گشت نخست به سراغ دخترش فاطمه زهرا عليهاالسلام مى‏آمد، و مدتى نزد او مى‏ماند، ولى يك بار براى فاطمه زهرا عليهاالسلام دو دستبند از نقره و همچنين يك گردن‏بند و دو گوشواره ساخته بودند، و پرده‏اى بر در اطاق آويزان كرده بود.
هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم وارد شد و اين منظره را ديد بيرون آمد در حالى كه آثار غضب در چهره‏اش نمايان بود، به مسجد آمد و بر منبر نشست.
فاطمه عليهاالسلام دانست كه ناخشنودى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به خاطر همان مختصر زينت است، همه را نزد پدر فرستاد تا در راه خدا صرف كند.
هنگامى كه چشم پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به آن افتاد سه بار فرمود:
«فعلت، فداها ابوها»(2)
فاطمه آنچه را كه مى‏خواستم انجام داد، پدرش به فدايش باد.

واضح است يك جفت دستبند نقره و گردن‏بند و گوشواره‏اى از نقره چندان بهائى ندارد، و از آن بى‏بهاتر پرده‏ى ساده‏اى است كه انسان بر در اطاق بياويزد، ولى پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم همين را دون شأن فاطمه مى‏شمرد، و افتخار و فضيلت او را در سجاياى انسانيش مى‏دانست.
فاطمه عليهاالسلام اين درس را از محضر پدر بخوبى آموخت، هم زرق و برق دنيا را ترك گفت و خود را اسارت آن رهائى بخشيد، و هم آنچه داشت در راه خدا و بندگان محروم صرف كرد.
در حديثى كه سابقاً از «حليةالاولياء» (تحت شماره‏ى 3) نقل كرديم، خوانديم كه فاطمه زهرا عليهاالسلام حتى پوشش كافى در خانه براى آمدن ميهمانهاى نامحرم نداشت كه پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم عباى خود را به او داد تا خود را بپوشاند و آماده براى آمدن ميهمانان جهت عيادت او در بيماريش گردد.
داستان جهيزيه‏ى فاطمه عليهاالسلام و مراسم شب زفاف او كه در نهايت سادگى برگزار شد دليل روشن ديگرى بر زهد و وارستگى كامل اوست.
خدمات او در خانه‏ى على عليه‏السلام تا آنجا كه با يك دست گندم را براى پختن نان آسياب مى‏كرد، و با دست ديگر طفلش را در آغوش مى‏گرفت، همه شاهد گوياى مقام زهد اوست، گواه اين معنى حديث زيرا است:

24- ابونعيم اصفهانى چنين نقل مى‏كند:
«لقد طحنت فاطمة بنت رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم حتى مجلت يدها، وربا، و اثر قطب الرحى فى يدها» (3)
فاطمه دختر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم آنقدر با دست خود آسياب كرد كه دستش تاول زد، و ورم كرد، و آثار دستاش در دستش نمايان گشت.
25- در «مسند احمد» كه از معروفترين منابع اهل سنت است از انس بن مالك چنين نقل شده كه: روزى بلال براى نماز صبح، دير به خدمت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم آمد، رسول خدا فرمود: چرا دير آمدى؟
عرض كرد: از كنار خانه‏ى فاطمه عليهاالسلام مى‏گذشتم در حالى كه با دست خود آسيا مى‏كرد، و كودكش گريان بود، گفتم: اگر اجازه فرمائى من آسيا مى‏كنم و شما كودك را آرام كنيد، و اگر اجازه فرمائيد من كودك را آرام مى‏كنم و شما آسيا كنيد.
او گفت: من نسبت به فرزندم از تو مهربانترم، (و من مشغول آسيا كردن شدم و او كودكش را آرام كرد) و اين امر باعث تأخيرم شد.
پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود:
«فرحمتها رحمك اللَّه» (4)

تو نسبت به فاطمه رحم و محبت كردى، خداوند تو را مشمول رحمتش كند!
فضائل اخلاقى بانوى اسلام از جمله شجاعت و شهامتش در مقام دفاع از پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم در مقابل مشركان مكه، و آمدنش به ميدان احد براى بستن زخمهاى پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم مطلبى است كه بر كسى پوشيده نيست، و در احاديث گذشته اسناد و مدارك آن آمد.
او از لحظه‏ى تولد در مسير عبوديت و بندگى خدا بود و اين امر تا آخرين لحظات عمرش ادامه داشت، حديث زير شاهد گوياى اين معنى است:
26- در داستان تولد بانوى اسلام فاطمه زهرا عليهاالسلام و انعقاد نطفه او از ميوه بهشتى و آمدن چهار زن با شخصيت جهان- همچون مريم و...- به هنگام تولد او آمده است:
«فولدت فاطمة عليهاالسلام فوقعت حين وقعت على الارض ساجدة»(5)

به اينگونه فاطمه متولد شد و در حين تولد براى خدا سجده كرد.
27- مقام عفت او به آن حد بود كه در همان كتاب از اسماء بنت عميس داستان عجيبى به اين شرح نقل شده است:
روزى فاطمه عليهاالسلام به من فرمود: من از كار مردم مدينه كه زنان خود را بعد از وفات به صورت ناخوشايندى براى دفن مى‏برند، و تنها پارچه‏اى بر او مى‏افكنند كه حجم بدن از پشت آن نمايان است ناخرسندم.
اسماء گفت: من در سرزمين حبشه چيزى ديده‏ام كه با آن جنازه‏ى مردگان را حمل مى‏كردند، سپس شاخه‏هائى از درخت نخل را برداشت و به صورت تابوت مخصوصى درآورد كه پارچه‏اى را روى چوبهاى آن مى‏افكندند، و بدن را درون آن مى‏گذاردند،به گونه‏اى كه بدن پيدا نبود.
هنگامى كه فاطمه بانوى بزرگ اسلام عليهاالسلام آن را مشاهده كرد فرمود: بسيار خوب و عالى است (و هنگامى كه من از دنيا رفتم مرا با آن برداريد)...
و در ذيل همين حديث آمده است: هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام چشمش به آن افتاد تبسم فرمود، و اين تنها تبسم او بعد از وفات پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم بود.

پی نوشت ها


1ـ ذخائرالعقبى 54.
2ـ سوره‏ى حديد (57)، آيه‏ى 23.
3ـ الصواعق‏المحرقه 109.
4ـ حليةالاولياء 2/ 41.
5ـ مسند احمد 3/ 150.

نمونه ‏اى از پارسائى پيامبر(ص) و حضرت زهرا(س)

رسول خدا (ص) هرگاه مسافرت مى‏كرد، آخرين نفرى كه با او خداحافظى مى‏نمود، فاطمه (س) بود، هرگاه از مسافرت بازمى‏گشت نخستين نفرى كه با او ديدار مى‏كرد فاطمه (س) بود، در يكى از سفرهاى جنگى، رسول خدا (ص) به مدينه بازگشت، و به سوى خانه‏ى فاطمه (س) رهسپار شد، وقتى كه به در خانه رسيد، ناگهان پرده‏ى مخصوصى را ديد كه آويزان است، و حسن و حسين (ع) را ديد كه در دستشان دستبند نقره‏اى مى‏باشد.

پيامبر (ص) از همانجا بازگشت و وارد خانه‏ى فاطمه (س) نشد، فاطمه (س) از جريان آگاه شد، گمان برد كه علت بازگشت پيامبر (ص) بخاطر آن پرده و آن دستبندها بوده است.
بى‏درنگ پرده را گرفت، و آن دستبندها را از دست حسن و حسين (ع) بيرون آورد فاطمه (س) دستبندها را بين حسن و حسين تقسيم نمود، آنها با چشمى گريان به حضور رسول خدا (ص) آمدند.
رسول خدا (ص) آن دستبندها را از آنها گرفت و به ثوبان (يكى از غلامان) فرمود: اينها را به فلان جا ببر، و با اينها براى فاطمه (س) يك گردنبند از چوب عصب، و دو دستبند از چوب عاج خريدارى كن.

فان هؤلاء اهلبيتى و لا احب ان يأكلوا طيباتهم فى حياتهم الدنيا.
زيرا، اينها اهل خانه‏ى من هستند و من دوست ندارم كه آنها زيبائيها و لذائذ را در اين دنيا مصرف كنند و براى آخرت باقى نگذارند».(1)

پی نوشت

1ـ مسند احمد و كشف‏الغمّه- در قرآن در آيه 20 سوره‏ى احقاف مى‏خوانيم: در روز قيامت كافران را بر آتش عرضه مى‏كنند، به آنها گفته مى‏شود: اذهبتم طيباتكم فى حياتكم الدنيا: «شما از طيبات و لذائذ در زندگى دنيا استفاده كرديد»- مترجم

موقوفات و صدقات حضرت زهرا

كلينى از ابوبصير از حضرت امام محمدباقر عليه‏السلام روايت مى‏كند كه آن حضرت برخاست و سبدى آورد و در آن بسته‏اى بود آن بسته را گشود نوشته‏اى در آن بود فرمود: اين وصيت جده‏ام حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام است كه صدقات و موقوفات خود را معين و توليت آن را به عهده اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين عليه‏السلام و اولاد ارشد آنها قرار داده است.

موقوفات آن بانو هفت قطعه زمين محصور و محدود بود و در آن قيد شده بود كه اين اراضى كه در تصرف فاطمه است توليت آن را به على بن ابيطالب واگذار مى‏كند و چون على از جهان رفت توليت آن با امام حسن مجتبى و پس از او با امام حسين است و بعد از امام حسين توليت اين اراضى با بزرگترين اولاد ذكور او است از ذريه من و خدا را شاهد مى‏گيرم و مقداد بن اسود و زبير بن عوام را نيز شاهد اين صدقات قرار مى‏دهم كه من (فاطمه دختر رسول خدا) گفتم و على بن ابيطالب به خط خود نگاشت.


حضرت زهرا عليهاالسلام قيد كرد كه توليت اين موقوفات و صدقات با اولاد ارشد او و فرزندان ارشد على مرتضى عليه‏السلام باشد يعنى مخصوص نسل سادات است.(1)

پی نوشت

1ـ فاطمه الزهراء سيدة نساءالعالمين/ 448

ايثار در پذيرايى از مهمان عرب

مهمان‏نوازى شوهر بستگى به ايثار و پذيرايى همسر او مى‏باشد، اگر اميرالمؤمنين على عليه‏السلام مهمان‏نواز بود و از نيامدن و نرسيدن مهمان محزون مى‏گشت، يكى از عواملش اطمينان خاطر از آمادگى و پذيرايى فاطمه عليهاالسلام بوده است.(1)

روزى عربى مستمند كه از گرسنگى در رنج بود به خدمت پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله رسيده، از درد گرسنگى به آن سرور شكوه كرد، حضرت نيز پيكى را به سراغ زنان خويش فرستاده، از آنان درخواست طعام كرد، ولى همگى گفتند: ما جز آب چيزى براى خوردن نداريم. رسول خدا طبق معمول از ديگر مسلمانان كمك خواست، كه آن مرد گرسنه را مهمان خود كنند، باز طبق معمول على عليه‏السلام اظهار آمادگى كرد و عرب را به خانه آورد و از فاطمه عليهاالسلام در اين باره كمك خواست. زهرا گفت: ما طعامى- جز به اندازه‏ى خوراك يك بچه- نداريم، ولى آن را به مهمان خود مى‏دهيم و خود در گرسنگى بسر مى‏بريم. (2)

فاطمه عليهاالسلام با توافق اميرالمؤمنين، بچه‏ها را بدون طعام- به هر طريقى بود- خوابانيد و خود نيز گرسنه ماند و على عليه‏السلام چراغ را- به بهانه معيوب بودن- روشن نكرد و در تاريكى شب از مهمان پذيرايى نمود و او را سير كرد و به مهمان چنين وانمود كرد كه او نيز طعام مى‏خورد، تا مهمان متأثر نگردد.

شب به پايان رسيد و صبح در مسجد حاضر شدند و با پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله ديدار نمودند. رسول خدا از ديدن على عليه‏السلام گريه كرد و گفت: ديشب ملائكه خدا از مهمان‏نوازى شما تعجب كردند و آيه نهم سوره‏ى حشر: «و يؤثرون على انفسهم و لو كان بهم خصاصة» را در حق شما نازل كردند.(3)

همين قضايا نشان مى‏دهد كه فاطمه عليهاالسلام تا چه مقدار ايثارگر بوده و چگونه فداكارى مى‏كرده است.

پی نوشت ها


1ـ رئى اميرالمؤمنين عليه‏السلام حزينا فقيل له: مم حزنك؟ قال: لسبع اتت لم يضف الينا ضيف. (بحارالانوار ج 41، ص 28).
2ـ ما عندنا الا قوت الصبيله نؤثر ضيفنا.
3ـ بحارالانوار، ج 41، ص 28 و ص 34، و ج 36، ص 59.


 

علم و آگاهى فضه خادمه به واسطه تربيت‏ها و آموزشهاى حضرت زهرا (س)

توجه خوانندگان عزيز را به خادم اهل‏بيت، حضرت فضه كه سالها از محضر فاطمه‏ى عليهاالسلام كسب فيض كرد جلب مى‏كنم:
فضه زنى بود فقيه و دانا، كه عمر بن خطاب در حق او گفت: شَعْرَةٌ مِنْ آلِ اَبى‏طالِبٍ اَفْقَهُ مِنْ عَدِىٍّ.(1)
يك رشته موى آل ابى‏طالب فقيه‏تر و داناتر از تمام قبيله عدى است.
لازم به توضيح است كه خليفه در مقام قضاوت بين فضّه و شوهر او (سليك غطفان) اين جمله را گفت كه شوهر، از عدم موافقت فضّه در زوجيّت و مباشرت، شكوه داشت، در حالى كه فضّه در مقام استبراء و كشف حال دوران عادت ماهانه بود....(2)
مرحوم علامه مجلسى- رضوان‏اللَّه‏عليه- در مورد فضّه داستانى را نقل كرده، كه علم و آگاهيش را- كه قطره‏اى از علوم فاطمه‏ى زهرا مى‏باشد- ترسيم مى‏نمايد:
روزى يكى از زائران بيت خدا از قافله عقب ماند و در اين گيرودار متوجه زنى شد كه او نيز راه گم كرده و نمى‏دانست كجا رود. مرد پرسيد: «تو كيستى؟» (من انت؟)
زن با خواندن آيه‏ى هشتاد و نه سوره‏ى زخرف به او تفهيم كرد كه چرا سلام نكردى؟ (3)
مرد: سلام عليك
زن: و عليك‏السّلام
مرد: در اين صحرا چه مى‏كنى؟ «ما تصنعين ههنا؟»
زن: خدا هركسى را هدايت كند گمراه نمى‏شود. «و من يهدالله فماله من مضل». (4)
(او با خواندن اين آيه مرد را متوجه كرد كه گم شده است.)
مرد: تو از جن هستى يا از جنس بشر؟
زن: اى بنى‏آدم! خود را مزين سازيد. «يا بنى‏آدم خذوا زينتكم (5) يعنى من از جنس بشر هستم.»
مرد: از كجا مى‏آيى؟
زن: از راه دور «ينادون من مكان بعيد؛(6) يعنى از مدينه مى‏آيم.»
مرد: كجا مى‏روى؟
زن: براى افراد واجد شرائط واجب است به حج روند. «ولله على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا.(7) (كنايه از اينكه عازم حج هستم.)
مرد: كى از خانه خارج شده‏اى.
زن: ما زمين و آسمان را در شش روز آفريده‏ايم. «و لقد خلقنا السموات والارض و ما بينهما فى ستة ايّام (8) يعنى شش روز است كه از مدينه خارج گشته‏ام.»
مرد: آيا ميل طعام داريد؟
زن: ما آنان را جسد و بى‏روح خلق نكرده‏ايم كه نيازى به خوردن نداشته باشند. «و ما جعلناهم جسدا لايأكلون الطعام (9) با اين تعبير و خواندن آيه مى‏رساند كه نياز به غذا و خوردن دارد.» مرد به او غذا داد و سپس گفت: كمى با شتاب حركت كن.
زن: خداوند هركسى را به اندازه قدرتش مكلف ساخته. «لايكلف اللَّه نفساً إلا وسعها (10) يعنى بيش از اين توانايى ندارم.»
مرد: پس بيا تو را نيز به مركب خود سوار كنم.
زن: اگر در عالم دو خلق وجود داشت باعث فساد مى‏شد. «لو كان فيهما آلهة الا اللَّه لفسدتا (11) آرى سوار شدن زن و مرد به يك مركب خطرناك است.»
مرد از مركب خود پايين آمده و زن را بر آن سوار كرد. در اين هنگام زن اين آيه را خواند: «سبحان الذى سخّر لنا هذا (12) منزه است آن خدايى كه اين را براى ما مسخر كرد...» مرد مى‏گويد: بدين طريق خود را به قافله رسانديم، من از زن پرسيدم: آيا در ميان كاروان كسى را دارى؟
او با خواندن آيه‏ى 26 سوره‏ى ص، 144 آل‏عمران، 12 مريم و 11 طه، كه به ترتيب، نامهاى مبارك حضرت داوود، حضرت محمد صلى اللَّه عليه و آله، حضرت يحيى و حضرت موسى عليهم‏السلام است مرا متوجه چهار پسر خود كرد كه اين نامها را داشتند.
من با صداى بلند كاروان را مخاطب قرار داده و نام اين افراد را خواندم، ناگاه ديدم چهار نفر جوان به نزد من آمدند، از زن پرسيدم آنان كيستند؟ او با خواندن آيه‏ى 46 سوره‏ى كهف به من فهماند كه آنان پسرانم هستند.
آن جوانان به خدمت آن زن رسيدند. جوانان فوق‏العاده محبت مى‏كردند، زن از آنان با خواندن آيه‏ى بيست و شش سوره‏ى قصص خواست كه به من نيكى كنند. جوانان نيز هدايا و اشيايى به عنوان تشكّر به من دادند...
من از آنان پرسيدم: اين زن كيست؟
آنان گفتند: اين مادر ما (فضّه)- خادمه‏ى فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام- است، كه بيست سال تمام سخنان خويش را با خواندن قرآن مى‏رساند.
حالا شما خوانندگان عزيز توجه فرماييد كه اگر فضه- خادمه زهرا- چنين باشد، معلم و مربى او كه تمام فضائل اخلاقى و كمالات انسانى و علوم سرشار خويش را از منبع فيض بى‏منتهاى الهى كسب كرده و در دامن پر مهر نبوت و رسالت تربيت شده و شايستگى همسرى ولايت و مادرى امامت گرديده است چگونه بوده است؟!

پی نوشت ها


1ـ رياحين‏الشريعة، ج 2، ص 317 نقل از: خصايص فاطميّه.
2ـ «قبيله عدى» فاميل و قبيله‏ى خود خليفه بوده است.
3ـ و قل سلام فسوف يعلمون.
4ـ زمر/ 37.
5ـ اعراف/ 31.
6ـ فصلت/ 44.
7ـ آل‏عمران/ 97.
8ـ ق/ 38.
9ـ انبياء/ 8.
10ـ بقره/ 286.
11ـ انبياء/ 22.
12ـ زخرف/ 13.



فاطمه زهرا(س) در ميدان تعليم


زنى به خدمت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام شرفياب گشت و سؤالى را مطرح ساخت و جواب آن را از حضرت شنيد، سپس اجازه خواست و پرسش دوم را سؤال كرد، حضرت جواب آن را نيز داد، به همين صورت ده مسأله از بانوى عزيز اسلام آموخت ولى ديگر احساس شرمندگى كرد و بيش از آن نخواست حضرت فاطمه عليهاالسلام را مزاحمت نمايد، از اين جهت اجازه خواست رفع زحمت نموده و خانه فاطمه عليهاالسلام را ترك گويد.


حضرت احساس كرد؛ او از كثرت پرسشهاى خويش شرمگين گرديده و به اين جهت مى‏خواهد خانه و حضور آن حضرت را ترك كند، لذا فرمودند: شما خجالت نكشيد، من در برابر هر مسأله‏اى كه به تو آموزش مى‏دهم پاداش دارم، پاداشى خيلى مهم و آن اينكه: «تعليم دادن يك مسأله ارزش و ثوابش بيش از آن است. كه مابين زمين تا عرش خدا را از جواهرات ارزشمند پر نمايند.»


اى زن! اگر كسى به كارگرى مشغول گردد و بار سنگينى را به دوش گرفته و به پشت بام حمل كند و در برابر آن صد هزار دينار طلا مزد بگيرد، آيا در اين فرض، كارگر احساس خستگى مى‏نمايد؟! زن جواب داد: نه. فاطمه عليهاالسلام فرمودند: من نيز در برابر آموزشهايى كه انجام مى‏دهم چنين احساسى دارم، زيرا پاداش من به مراتب بيشتر است. (1)
اين حديث كه از تفسير امام حسن عسكرى عليه‏السلام نقل شده، مى‏رساند كه زنان امت اسلامى مشكلات و سؤالات خويش را به حضرت فاطمه عليهاالسلام مراجعه مى‏كرده و پاسخ لازم را مى‏گرفتند.


حتى احاديث زيادى داريم كه علاوه بر زنان، مردها نيز به طور مستقيم و يا از طريق همسرانشان از آن حضرت سؤالاتى نموده و احكام الهى را ياد مى‏گرفتند.

پی نوشت

1ـ رياحين‏الشريعه، ج 2، ص 131- منيةالمريد، ص 20.

توانايى علمى فاطمه زهرا (س)

قال رسول‏اللَّه (ص): ان اللَّه جعل علياً و زوجته و ابناءه حجج على خلقه و هم ابواب العلم فى امتى من اهتدى بهم هدى الى صراط مستقيم. (1)
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: خداوند متعال على و همسر و فرزندانش را حجت مردم قرار داده و آنان درهاى علم و آگاهى در ميان امت من هستند، هركس به آنان تمسك نمايد، به راه راست هدايت يافته است.

در اين حديث فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام مانند اميرالمؤمنين عليه‏السلام و ساير حضرات معصومين دروازه‏ى علم و عامل هدايت مردم شناخته شده‏اند. بنابراين آن حضرت علاوه بر اينكه حجت خدا در ميان امت اسلامى بوده، نقش آموزشى و پرورشيش نيز از اين حديث استفاده مى‏گردد. (من اهتدى بهم).

قال النبى لها: اى شى‏ءٍ خير للمرأة؟ قالت: ان لاترى رجلاً و لايراها رجلٌ، فضمها اليه و قال: ذرية بعضها من بعضٍ. (2)
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله به فاطمه عليهاالسلام گفتند: براى زن چه چيز خوب است؟ آن حضرت فرمودند: زن مردى را نبيند و مرد نيز زن را نبيند، رسول گرامى اسلام چون اين جواب صحيح را شنيد، دخترش را در آغوش گرفته و فرمود: ذريه‏اى است كه بعضى از بعض ديگر بهتر.
اين حديث نيز علم و آگاهى فاطمه عليهاالسلام را در بر دارد، كه باعث تعجب و تحسين رسول خدا قرار گرفته است.

عن ابى‏عبداللَّه عليه‏السلام: ان فاطمة عليهاالسلام مكثت بعد رسول‏اللَّه (ص) خمسة و سبعين يوماً، و كان دخلها حزن شديد على ابيها، و كان يأتيها جبرئيل فيحسن عزاها على ابيها و يطيب نفسها و يخبرها عن ابيها و مكانه، و يخبرها بما يكون بعدها فى ذريتها و كان علىٌّ يكتب ذلك. (3)

حضرت امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايند: مادرم فاطمه عليهاالسلام پس از رحلت پدرش هفتاد و پنج روز زندگى كردند، ولى در اين ايام بسيار محزون بود و در فراق پدر مى‏سوخت. در طول اين مدت جبرئيل به حضور زهرا مى‏رسيد، و او را در عزاى پدر تسليت مى‏گفت، و دلش را از غصه‏ها آرام مى‏ساخت و از جايگاه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و اخبار او آگاهش مى‏كرد، حتى اخبار آينده را در مورد فرزندانش به اطلاع او مى‏رسانيد و اميرالمؤمنين على عليه‏السلام نيز آنها را مى‏نوشت.

پی نوشت ها


1ـ عوامل، ج 11، ص 78.
2ـ بحارالانوار، ج 43، ص 84.
3ـ اصول كافى، ج 1، ص 458، ح 1.


حجاب نزد فاطمه زهرا (س)

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»
فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»
رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»

امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »
رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»

اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»

منابع:

 - بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.
 - بحار/92/43 اول صفحه
 - بحار/189/43
 - بحار1/81/43
 - بحار/54/43