ايثار و بخشش در شب عروسى
از جمله خريدها بدين منظور، پيراهن عروسى بود كه به هفت درهم خريدارى شده
بود و زهرا آن را در شب عروسى به تن كرده و در حال رفتن به خانه شوهر بود....
در حالى كه سلمان افسار مركب فاطمه عليهاالسلام را در دست داشت و آرام آرام رو
به سوى خانه استيجارى كه در كنار مدينه قرار گرفته بود مىرفتند، ناگهان كنيزى
به دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله سلام كرد و از مشكلات خود سخن گفت و براى
رفع نيازش از آن بانوى گرامى اسلام درخواست كمك نمود...
فاطمه عليهاالسلام به زنانى كه دور او را گرفته بودند فرمودند: كمى آرام
باشيد و اطراف مرا مراقبت كنيد و خود از مركب پايين آمد و در ميان كاروان زنان
كه مانند نگين او را محاصره كرده بودند، پيرهن تازه را از تنش درآورد و آن را
به كنيز سائل بخشيد و خود لباس كهنه پوشيد و حركت به سوى خانه بخت را از
سرگرفت...
شب زفاف به پايان رسيد. رسول خدا همراه با كاسهاى شير به ديدار دختر و داماد
شتافت، در حالى كه صبحانه ميل مىكردند، رسول خدا فاطمه عليهاالسلام را تماشا
مىكرد، در اين حال پيامبر صلى اللَّه عليه و آله متوجه شد كه دخترش زهرا لباس
كهنه بر تن دارد، با تعجب پرسيد: دخترم! چرا لباس نو نپوشيدهاى؟
فاطمه: پدر جان! ديشب آن را به كنيزى بخشيدم كه نيازمندش بود.
رسول خدا: عزيزم! مناسب بود براى مراعات حال داماد، لباس نو را براى خود نگه
مىداشتى. فاطمه: پدرجان! اين درس را از قرآن آموختهام كه مىفرمايد: «در
احسان كردن پيوسته چيز مطلوب و مورد علاقهتان را احسان كنيد.(1)
علاوه بر اين، شما نيز هميشه چنين مىكرديد...
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ديگر سخنى نگفت، ولى گويا از درون خود به
دخترش عشق مىورزيد و از چنين ايمان و ايثارگرى او به خود مىباليد.(2)
شب عروسى براى هر عروس و دامادى خاطرهآميز و بسيار حساس است. زيبايى و آراستگى
عروس در چنين شبى در افكار و عشق و علاقهى آتى داماد مؤثر مىباشد و به عنوان
پايه و اساس زندگى مشتركشان به حساب مىآيد، ولى فاطمهى زهرا عليهاالسلام با
در نظر گرفتن همهى اين مسائل، تنها پيرهن تازهاش را به سائل مىبخشد و خود
پيرهن كهنه مىپوشد.
پی نوشت ها
1ـ آل عمران/ 92: لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون.
2ـ عوالم، ج 11، ص 210.
آیینــۀ رســـول خــدا روی فاطمه